فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٥ - ب - بهره بردارى بهينه از منابع و ثروتهاى طبيعى
الف - دعوت جهانى
فراخوانى مردم جهان به اعتقاد و حداقل عمل به تعاليم اسلام در تاريخ گذشته به ويژه در قرنهاى دوم تا چهارم هجرى، نقشى بدور از انتظارى در فعال نمودن ملتها و ايجاد تمدن جديد و فرهنگ كار و تلاش و رونق اقتصادى داشته است.
اين ميراث عظيم اسلامى اختصاص به شرايط گذشته ملتها نداشته و چنين نبوده است كه ملتهاى اسلامپذير و احيا شده از نظر فرهنگ و اقتصاد در مقايسه با مسلمانان اوليه يعنى جامعه عرب آغاز اسلام عقب مانده بودهاند. شامات كه در جوار روم شرقى و يمنىها كه در رابطه با امپراطورى ايران و نيز خود ايرانيان كه اسلام را پذيرفتند خود تمدنى درخشان و اقتصادى پررونق داشتند اما در سايه اسلام به تمدنى درخشانتر و اقتصادى پررونقتر رسيدند و تحول وضعيت معيشتى در اين مناطق با ورود اسلام به نحو آشكارى پديد آمد و تجارت و پيشه روابط و مبادلات اقتصادى از رونق بيشترى برخوردار گرديد.
در شرايط كنونى نيز گرچه تمدن و توسعه به مفهوم غربى آن در مقايسه با وضعيتى كه امروز مسلمانان دارند به ظاهر پيشرفتهتر و تفوق آن قابل انكار نيست لكن به اعتقاد ما دعوت به مفهوم فراخوانى جهان متمدن و توسعه يافته به ارزشهاى والاى انسانى اسلام و پايبندى به تعهدات حقوقى اسلام چون نفى استكبار، نفى سلطه، نفى استثمار و احترام به حاكميت ملتها مىتواند در پالايش تمدن مادى موجود و بازسازى آن بر مبناى قدر مشتركهايى چون احترام به ارزشها و انساندوستى و مشاركت و همكارى به معنى واقعى بين ملتها نقش تعيين كنندهاى داشته باشد و بدون آنكه اين دعوت، سلطه جهانى جديدى را به بار آورد سهم اسلام در بنيانگيرى تمدن نوين انسانى و توسعه با ارزشهاى والاى اخلاقى عينيت يابد.
ب - بهره بردارى بهينه از منابع و ثروتهاى طبيعى
بى شك به دلايل مختلفى چون بازتابهاى استعمار و تنبلى و فقدان تكنولوژى، بهره بردارى بهينه از همه منابع سرشار طبيعى و ثروتهاى خدادادى جهان اسلام توسط