فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤١ - مبحث دوم بازتاب يارانهها
مىتواند سياست صادرات و واردات كشورهاى توسعه نيافته را تنظيم نمايد تا به جاى خارج شدن رايانهها از اين كشورها، استفاده از سياستهاى حمايتى وارد كنندگان بزرگ و توسعه يافته جايگزين گردد.
اگر در بررسى اين نوع معادلات پايين بودن هزينههاى توليدات كشاورزى در كشورهاى توسعه نيافته را مد نظر قرار دهيم، نتيجه رقابتها با توجه به قيمتهاى بينالمللى به نفع كشورهاى در حال توسعه خواهد بود.
مبحث دوم: بازتاب يارانهها
بىگمان در رقابتهاى بينالمللى همواره اين كشورهاى در حال توسعه هستند كه بازنده نهايى هستند و به ازاى دريافت يارانههايى كه كشورهاى توسعه يافته براى محصولات كشاورزى خود هزينه كرده و يا صادر كردن آنها، اين يارانهها را در حقيقت به كشورهاى جهان سوم انتقال دادهاند، توليدات داخلى خود را در فرايند اين رقابت يكجانبه از دست داده و وابسته و اسير خواستههاى جهان استكبارى مىشوند.
نمىتوان اين نكته را ناديده گرفت كه يارانههاى مخصوص مصرف كنندگان نقش مؤثرى در ارزيابى صادرات و واردات محصولات كشاورزى دارند، زيرا اين نوع يارانهها معمولاً، بازار مصرف را توسعه مىبخشد و زمينه را بر واردات بيشتر فراهم مىآورد. براى نمونه مىتوان وضعيت يارانه مخصوص آرد و گندم را در جمهورى اسلامى ايران مورد ارزيابى قرار داد كه در ارزانى نان، هرگز به نفع مردم و دولت نبوده و صرفاً موجب مصرف بيش از حد و در حد اسراف گرديده و همواره ارقام واردات گندم را بالا برده و خسارتهاى اقتصادى و سياسى بسيارى را به وجود آورده است.
البته فشارهاى سياسى خارجى و داخلى، حذف اين نوع يارانهها را به يك معضل سياسى تبديل نموده كه براى دولت نوعى خودكشى محسوب مىشود در