فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٤ - 2 نقشى كه مسلمانان مىتوانند ايفا نمايند
وابستگيهاى اقتصادى و سلطههاى استعمارى آشكار گرديده آشنا نباشد.
پاسخ اين سؤال را چگونه بايد به دست آورد كه سود سرشارى كه كشورهاى سلطهگر توسعه يافته از طريق استعمار نوين كشورهاى اسلامى وابسته، در بخشهاى مربوط به منابع طبيعى، نيروى انسانى، كار و تحقيقات به دست مىآورند، با كدام عدد و رقم قابل توصيف است و سهم حاصل از اين رهگذر در توسعه جهانى چيست؟
ه - فقدان تناسب منطقى
اصولاً بين سطح جمعيت و ميزان اثرگذارى در توسعه جهانى تناسب منطقى وجود ندارد تا الزاماً مسلمانان و يا اسلام (آنگونه كه در گزارشها به اسلام نسبت مىدهند) به نسبت تعداد جمعيت سهمى در توسعه جهانى نيز داشته باشند.
مثال نقضى اين بررسى مسيحيان و بوداييان جهان هستند كه نقش دين مسيحيت و يا دين بودايى را در توسعه جهانى نمىتوان با تعداد جمعيت آنان محاسبه نمود آنها كه در غرب و يا در ژاپن سهمى بسزا در توسعه جهانى داشتهاند گرچه مسيحى يا بودايى بودهاند لكن نقش مذهب در اين مقايسه در رديف علتها قرار نمىگيرد.
تأثير انگيزههاى مذهبى را آنگونه كه در گزارشهاى رسمى جهانى و حتى در آثار صاحبنظران توسعه جهانى ديده مىشود [١] نمىتوان انكار نمود ولى چنين نيست كه همه آنها كه در توسعهيافتگى نقشى داشتهاند با انگيزه مذهبى بوده و آنها هم كه در توسعه نيافتگى بجا ماندهاند با انگيزه مذهبى ناكام ماندهاند.
٢. نقشى كه مسلمانان مىتوانند ايفا نمايند
در بررسى اين قسمت از سهم اسلام و يا مسلمانان در توسعه جهانى بايد نكات زير را به دقت بررسى و از مجموع اين مؤلفهها نتيجه مثبت را به دست آورد. ما در اينجا به بخشى از اين نكات و مؤلفهها اشاره مىنماييم:
[١] . نظريه مايكل تودارو، نظريهپرداز توسعه و نظريه ماكسيم رودنسون صاحب نظر معروف توسعه. رك: مقاله «اسلام و توسعه» ش اول، سال سوم، مجله نقد و نظر.