فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩١ - مبحث سوم فقر عامل است يا معلول
محرومان از كسانى است كه قادر به استفاده از امكانات عمومى مىباشند و از اين رهگذر صاحب درآمدهاى بالا مىباشند.
فقدان نظام مالياتى و يا نادرست و غير عادلانه بودن سيستم مالياتى مىتواند توزيع ثروت را دچار اختلال و امكان تقسيم عادلانه درآمدها را نابود سازد.
٩. فقدان يا ضعف خدمات حمايتى:
تجربه نشان داده است كه اشتغال و درآمد براى فقرزدايى كافى نيست و به رغم آن دو ممكن است فرد يا خانواده و يا جامعه دچار فقر گردد و چنين حالتى را مىتوان در شرايط تورم غير عادى و بالا بودن قيمتها و هزينهها و يا شرايط استثنايى فرد يا خانواده و يا جامعه در نظر حوادث غير مترقبه و يا بيماريها مشاهده نمود.
١٠. محدود بودن پوششهاى بيمهاى:
شرايطى كه در توضيح عامل قبلى مطرح گرديد گاه با خدمات حمايتى قابل ترميم نيست و در چنين شرايطى پرسشهاى بيمهاى تنها راه گريز از فقر ناخواسته است. در بيمههاى بيكارى، درمانى، تصادفات، آتش سوزيها، مرگ و نظاير آن مىتوان ضرورت پرسشهاى تأمين اجتماعى را به خوبى مشاهده كرد چنان كه نبود و يا ضعف خدمات بيمهاى مىتواند موجب ايجاد فقر ناخواسته گردد.
مبحث سوم: فقر عامل است يا معلول
در مبحث گذشته به علل و عوامل فقر پرداختيم و فقر را به عنوان يك معلول مورد بررسى و تحليل قرار داديم. اينك اين سؤال مطرح است كه آيا فقر صرفاً يك پديده معلول به شمار مىآيد و يا خود عامل بسيارى از پديدههاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى محسوب مىشود؟ تجربهها نشان داده است كه فقر آثار و نتايج منفى اجتماعى، سياسى، اقتصادى، و فرهنگى گوناگونى و ناگوارى را براى جوامع به بار مىآورد كه شمارش آنها به دليل گستردگى قلمرو آن بسيار دشوار مىباشد. در اين زمينه كافى است به پيامدهاى ناگوارى كه در موارد زير مشاهده