فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٨ - مبحث اول سياست فقرزدايى
درآمدها روز به روز افزايش بيشترى را نشان مىدهد بر اساس گزارش سازمان ملل در باب فقرزدايى نسبت درآمد فقيرترين ٢٠ در صدر به غنىترين ٢٠ درصد جمعيت دنيا كه در سال [١] ٩٦٠ يك به سى بوده است در سال ١٩٩١ يك به شصت و يك افزايش يافته است.١
اگر اين نكته را نيز در كنار مفهوم اين آمار در نظر بگيريم كه بر اساس گزارش مراجع بينالمللى تنها در سال ١٩٩٠ بيش از يك ميليارد نفر در كشورهاى در حال توسعه در فقر بسر مىبردهاند، مىتوانيم ضريب افزايش فاجعه فقر را در سالهاى پس از ١٩٩٠ تا كنون به طور تخمين بر آورد نماييم در ميان عوامل مؤثر در ايجاد فاجعه فقر، محروميتهاى فرهنگى بيش از هر عامل ديگر اثرگذار مىباشد؛ عاملى كه بيرحمى را در يك سو و تحمل تحقير را در سوى ديگر به وجود مىآورد و در اثر و بازتاب، معضلات سياسى پيچيدهاى را به جامعه تحميل مىكند.
ماهيت پيچيده فقر و بررسى عوامل مختلف مؤثر در آن از قلمرو بحث ما خارج است آنچه در اين نوشتار مىتواند مد نظر قرار گيرد آثار و پىآمدهاى سياسى اين فاجعه بشرى است كه اقتصاد را درگير سياست مىسازد.
افزون بر اين مىتوان در فرمول پيچيده فقر و محروميت، تأثير عوامل سياسى را به وضوح مشاهده كرد، معضلات سياسى را بايد هم به عنوان علت فقر و هم به صورت معلول فقر مورد بررسى قرار داد.
فقدان آمارهاى دقيق و اطلاعات واقع بينانه، همواره مانع از دستيابى به محاسبات منتهى به راه حلهاى اساسى است. البته هر كشورى، شرايط و آمارهاى ويژه خود را دارد كه بايد در انتخاب راه حلهاى مفيد از آمارهاى ويژه آن استفاده شود.
در دوران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، رژيم حاكم بر كشور به شكل سياسى ناشى از فقر هنگامى پى برده بود كه ديگر اوضاع ناشى از آن قابل كنترل نبود و برنامههاى بلند مدت رژيم براى پيشگيرى از پىآمدهاى سياسى فقر كاملاً انفعالى
[١] . سازمان برنامه و بودجه، بررسى عملكرد جمهورى اسلامى ايران، ص ٢.