فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩ - د - انفاق و احسان
مسيحيت لطمه وارد آورده و اخلاق به مفهوم جمعى را نابود ساخته است. [١]
به اعتقاد ما، توليد كه يكى از عوامل و آثار توسعهيافتگى است در ذات خود تضادى با اخلاق جمع گرايانه ندارد و متفكرانى كه به وجود اين دو پديده در يك زمان پى بردهاند و توسعهيافتگى و انهدام اخلاقى را به مفهوم جمعى آن يكجا مشاهده كردهاند در برقرار نمودن رابطه علت و معلولى بين آن دو دچار اشتباه شدهاند؛ نه توليد به مفهوم خاص و نه توسعهيافتگى به مفهوم عام هيچ كدام اخلاق را تهديد نمىكنند. اين الگوها، روشها و ساختارها هستند كه در انتخاب راه توليد و توسعهيافتگى موجب اين نابسامانيها مىگردد. اگر از ابتدا، روشها و الگوهاى منطبق با موازين عادلانه و اصول و ارزشهاى انسانى انتخاب شود نه تنها برخوردى بين توسعه و اخلاق پديد نمىآيد كه ارزشهاى اخلاقى خود عامل مؤثرى در پيشرفت آهنگ توسعه نيز خواهد بود.
با توجه به نكاتى كه تذكر داده شد دو ديدگاه اسلام توليد به كنترل، هدايت و نظارت مضاعف نياز دارد و به ويژه دولت اسلامى در سياستهاى حمايتى خود همواره بايد توليد را هدايت، كنترل و نظارت نمايد. [٢]
د - انفاق و احسان
در اقتصاد اسلامى، بنياد اخلاق از اهميت ويژهاى برخوردار است [٣] و در ديدگاه اسلام راه حلهاى اخلاقى نقش مؤثرى در تخفيف مشكلات اقتصادى دارد و يكى از اين راه حلها در تعديل ثروت و ممانعت از تكاثر و فقرزدايى، انفاق و احسان مىباشد.
انفاق و احسان هرگز به معنى تشويق بيكارى و تعطيل نيروى انسانى و ركود خلاقيتها نيست بلكه يك راه حل دو جانبه در مبارزه با تكاثر و فقر و يك عامل
[١] . رك: مقاله «اسلام و توسعهنيافتگى»، ش اول، سال سوم، مجله نقد و نظر، ص ٣٣١.
[٢] . رك: وسائلالشيعه، ج ١٢، ص ١٩٤ و ٣١١ و نهج البلاغه، نامه ٥٣ و خ ١٨٧، ١٠٩، ١٢٥ و ١٣٢ و كافى، ج ٥، ص ١٦١.
[٣] . سوره بقره، آيه ٢٧٠ و سوره نساء، آيه ٣٩ و ٤٠ و سوره محمد، آيه ٣٨ و سوره منافقون، آيات ٩، ١٠ و ١١ و نيز رك: همان، ج ١١، ص ٥٢٢.