فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨ - ج - توليد
در بحث پيشين ديديم كه كار يكى از مهمترين عناصر مورد اهتمام اسلام در زندگى فردى و اجتماعى است و ارزش هر انسان بستگى به ميزان كار وى دارد (كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ)١ و كار در ديدگاه اسلام براى انسان يك امر بىنهايت تلقى مىگردد٠ (يٰا أَيُّهَا اَلْإِنْسٰانُ إِنَّكَ كٰادِحٌ إِلىٰ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاٰقِيهِ) [٢] .
با توجه به تحولات اجتماعى در زمينه اولويتهاى مربوط به نيازهاى بشرى مانند غذا، پوشاك، مسكن، فرهنگ، آموزش و بهداشت و درمان، دولت اسلامى مىتواند توليد را به سمت اولويتهاى ناشى از تنگناها و بحرانهاى اقتصادى، اجتماعى سوق دهد و غناى يكسانى را در زمينه نيازهاى مادى و معنوى براى همه آحاد ملت فراهم آورد. [٣]
مشاركت و حمايتهاى مردمى در ايفاى اين وظيفه خطير دولت اسلامى از وظايف اجتناب ناپذيرى است كه هر فرد شهروند مسلمان، ناگزير بايد در انجام آن با تمام توان بكوشد.
آنها كه به عنوان نقد و يا امتياز، اقتصاد اسلام را اخلاقى توصيف كردهاند در واقع راه انحراف نپيمودهاند، زيرا اقتصاد متكى به ثروت و توليد انبوه كه اشتغال كاذب و نيازهاى غير واقعى مادى گرايانه را تشويق مىكند بدون يك نظام منسجم اخلاقى، سرانجامى جز بحرانهاى اجتماعى و اخلاقى فلج كنند در پى نخواهد داشت.
در نظام اقتصادى اسلام اصول اخلاقى و ارزشهاى والاى انسانى ستون فقرات توليد محسوب مىشود لكن اين اخلاق هرگز به مفهوم فرد گرايانه نيست در دكترين اقتصاد اسلام، اخلاق جامعه گرايانهاى توصيه مىشود كه اصالتهاى اخلاقى، فاجعه انزوا و زهد منفى و نهايتاً ركود اقتصادى را به بار نياورد.
موازنه بين نيازهاى فردى و اجتماعى بخش قابل توجه و در عين حال ظريف و دقيق ديدگاه اقتصادى اسلام و همچنين نظام اخلاقى اسلام مىباشد. برخى از تئورسينهاى توسعه معترضند كه توسعهيافتگى در غرب نهايتاً به اخلاقيات
[١] . سوره مدثر، آيه ٣٨.
[٢] . سوره انشقاق، آيه ٦.
[٣] . در كلام امام (ع) به عنوان يكى از وظايف دولت و حق مردم بر عهده امام «توفير الفىء» آمده كه مبين توسعه سياسى است.