فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٥ - مبحث ششم رضامندى به جاى آزادى
برنامهنويسان اقتصادى، مسؤولان برنامه و بودجه، طراحان توسعه اقتصادى و كارگزاران مسائل خرد و كلان اقتصادى همه و همه به اقتصاد آزاد و ليبراليزم اقتصادى مىانديشند.
مدار اصلى اقتصاد آزاد بويژه نئوليبراليزم، منافع فرد و پاسدارى كامل از سود سرمايه است كه توليد و همه بخشهاى اقتصادى را در خدمت دارد و محور اصلى منافع فرد، آزادى است به گونهاى كه بدون آزادى، منافع فرد قابل دسترسى نيست و بدون تضمين منافع فرد نيز اقتصاد آزادى وجود ندارد.
آزادى به عنوان ركن اصلى اقتصاد آزاد هر چند، بار سياسى دارد لكن همواره به گونه اقتصادى تفسير و القاء مىگردد و در اين ميان گروهى نيز به وابستگىِ بعد سياسى آزادى و اقتصاد آزاد پى برده و توسعه سياسى را به عنوان پيشتاز و پيشنياز توسعه اقتصادى خواهان هستند. به هر حال همه چيز در اقتصاد نوين از آزادى شروع و توسط آن شكل مىگيرد.
در انديشه سياسى اسلام همواره در كنار آزادى، مسؤوليت انسان مطرح مىشود و انسان به عنوان موجودى آزاد و مسؤول معرفى مىگردد و پيوستگى اين دو خصلت انسانى فرايند حقوق و تكاليف را شكل مىدهد.
در اقتصاد سياسى اسلام نيز اين قاعده حاكم است و هيچكدام از آزادى و مسؤوليت به طور جداگانه و منفك از يكديگر و يا مطلق مطرح نيستند و ويژگى اقتصاد سياسى اسلام ريشه در همين تركيب آزادى و مسؤوليت يا حق تكليف دارد.
اين سخن گذشته ماست. اكنون در اين بخش از بررسى مسائل اقتصاد سياسى اسلام در برابر اين سؤال قرار داريم كه آيا به جاى آزادى مىتوان از عنصر فردى و اجتماعى ديگرى نام برد كه بدون لطمه زدن به معادله آزادى و مسؤوليت و يا حق و تكليف، جاى آزادى به مفهوم اقتصادى بدان گونه كه ليبراليزم مىطلبد را پركند و از آثار منفى آزادى ليبراليستى نيز بدور باشد.؟
ممكن است كسى از ايمان در جامعه پايبند به دين به عنوان عنصر جايگزين آزادى نام ببرد و معتقد باشد كه جامعه پايبند به ايمان مىتواند همه آثار مثبت آزادى را به بار آورد و از پىآمدهاى منفى آن بدور بماند. لكن ايمان در همه جا كه