فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٠ - ز - روش مناسب اقتصاد سياسى اسلام
ز - روش مناسب اقتصاد سياسى اسلام
شاخص عمده اقتصادى سياسى اسلام، مسألهسازى در موضوعات مهمى مانند:
توفير و توزيع عادلانه درآمدهاى عمومى، توسعه ثروت از طريق توسعه اشتغال، تعديل قدرت درآمد دولت و نحوه بهرهبردارى از منابع ثروتهاى عمومى و نظاير آن مىباشد كه با مفهوم اقتصاد دولتى كاملاً متمايز مىباشد.
تنها ايدئولوژى و معرفت شناسى نيست كه اقتصاد سياسى اسلام را متمايز مىسازد بلكه نكته مهم در روششناسى اين نوع اقتصاد توجه به «جريان رشد انسان» است و نگاه به او به عنوان حقيقتى است در حال رشد و ماندگار كه از پلى چون اقتصاد هم عبور مىكند.
به عبارت ديگر هدفدار بودن نظام اقتصادى در اسلام مهمترين عامل اثرگذار در روششناسى اقتصاد سياسى اسلام است. هر نوع غفلت از اين هدف در هر مرحلهاى از مراحل تحليل اقتصاد اسلامى ممكن است پژوهشگر را با چشم باز به بيراهه بكشاند.
معمولاً منتقدين اقتصاد اسلامى چه آنها كه وجود يك نظام منسجم اقتصادى در اسلام را انكار مىكنند و مسائل اقتصادى اسلام را در يك سلسله اصول كلى و آموزههاى پراكنده منحصر مىدانند و چه آنها كه به وجود نظام كلى در اقتصاد اسلامى معتقدند و آن را ناكافى و بى نياز كننده نمىدانند معمولاً در بررسى مسائل جارى اقتصاد در جوامع اسلامى به متغيرها و نتايجى اشاره مىكنند كه از آموزههاى اسلامى ناشى نمىگردد بلكه در حقيقت آثار عينى عملكرد فرد يا جامعهاى است كه از يك سو به اسلام معتقد است ولى از سوى ديگر اعمال آنها با موازين اسلامى متفاوت مىباشد.
همانطور كه هيچ مكتب اقتصادى نتوانسته است الگوى تمام عيارى از نظام ايدهآل خود، خلق و ارائه دهد، نظام اقتصاد اسلام نيز از اين قاعده مستثنى نمىباشد. هرگز اقتصاد اسلامى در عملكرد جامعهاى هر چند مسلمان، خلاصه نمىشود.
بايد در اينجا به اين نكته توجه كنيم كه به همان اندازه كه وجود خلافكارى،