فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٨ - مبحث چهارم آينده و يارانهها
با مثال سادهاى مىتوان اين دو فرايند را ترسيم نمود. چاه عميق با پمپاژ يك موتور قوى به همان اندازه كه آب را به بيرون مىراند به نوعى زمين را مىمكد و همواره در ته چاه سفره گسترده آب را براى بيرون راندن آماده مىكند و در حقيقت بين آب دادن و آب در آوردن، تناسب مستقيمى برقرار مىگردد.
اما اگر حوضچهاى كه مقدار ثابتى آب در آن وجود دارد با تلمبه تخليه شود و از آب بيرون آمده از حوضچه حداكثر استفاده به عمل نيايد، بزودى آب آن تمام شده و به همه موارد مورد نياز كفايت نخواهد كرد.
در بسيارى از كشورهاى در حال رشد توليد داخلى به ميزان حداقل نياز وجود ندارد و واردات ارزبر رمق اقتصاد اين كشور را مىگيرد و همواره رابطه دقيقى بين افزايش مصرف توسط عدهاى و كاهش مصرف از سوى عده ديگر وجود دارد.
چنان كه اين نسبت در دارايى و ثروت نيز صادق است و انباشت سرمايه نزد عدهاى به معنى ربوده شدن ثروت از چنگ جمعى ديگر مىباشد.
متأسفانه سمت گيرى در كشورهاى جهان سوم به سوى الگو پذيرى از غرب در اين گونه مسائل فرهنگى و اقتصادى است و اگر آينده كشور خود را بر اين اساس ارزيابى كنيم بى شك بايد منتظر تحميل يارانههاى بيشتر به دولت يعنى اقتصاد كشور شويم.