فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٧ - مبحث چهارم آينده و يارانهها
نكته مهم در يارانههاى تحميلى بر دولت به ويژه در اقلامى مانند گندم و بنزين كه با اسراف و به هدر دادن ثروت ملى همراه است مسأله فرهنگ عمومى در الگوى مصرف است. شايد به جرأت بتوان گفت كه در ميان متغيرهاى اثرگذار در ادامه يا كاهش و يا حذف يارانهها آن گونه كه به اجمال اشاره شد هيچكدام به مثابه فرهنگ مصرف، نقش آفرين نيست.
امروز زندگى در همه جاى جهان رو به الگوهاى مشترك است و صنعت و فنآورى غرب، شكل زندگى را همه جا به سبك و سياق غرب تغيير شكل داده است. الگوهاى غربى نه تنها جاى سنن ملى و فرهنگ محلى را مىگيرد حتى بر فرهنگ دينى و سنن مذهبى نيز اثرگذار است و حداقل ظواهر آنها را به نحوى تغيير شكل مىدهد.
در چنين شرايطى دادههاى علمى و تجربى غرب نيز مانند همه عادات و رسوم غربى به سوى كشورهاى در حال رشد سرازير مىگردد و الگوها را متغير و حتى دچار مسخ مىسازد.
نمونه اين فرايند را مىتوان در الگوى مصرف در محصولات صنعتى و توليدات كشاورزى مشاهده كرد، غرب براى توليد بيشتر و نياز به بازارهاى گستردهتر فرهنگ اسراف را تبليغ مىكند تا همه محصولات و توليدات نيمه استفاده شده جاى خود را به محصولات و توليدات تازه بدهد و با همين ترتيب توليد بيشتر، اسراف بيشتر را مىطلبد. در اين ميان مسأله اشتغال هم مؤثر است، زيرا در توليد انبوه اشتغال هر چه بيشتر وجود دارد كه دو سر توليد و مصرف را به يكديگر پيوند مىدهد.
تبديل اسراف به فرهنگ عمومى غرب، شايد براى شرايط صنعتى و خاص آن سامان مفيد بلكه لازم باشد لكن انتقال بى رويه اين فرهنگ به كشورهايى كه درآمد كافى براى همه افراد وجود ندارد و محصولات و توليدات با قيمت گزاف به دست مردم مىرسد و خود، محدود و از تعداد سرانه جامعه كمتر است. بىگمان اسراف برخى موجب محروميت جمعى ديگر خواهد بود و بخش بيشترى از درآمدها را به خود اختصاص داده، موجب تنگناهاى اقتصادى براى اسراف كننده و ديگران خواهد بود.