فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٤ - مبحث سوم كنترل جمعيت و راههاى آن
نوع نگاه به مسأله بازنشستگى در بحث اشتغال و جمعيت حائز اهميت مىباشد. بىگمان در فرهنگ اسلامى، سنى براى كار و يا پايانى براى سن اشتغال تعيين نشده است و به اين لحاظ باز نشستگى از كار، عنوان جالبى تلقى نمىگردد.
لكن اگر نگاه به امر بازنشستگى به لحاظ محدوديت بازار كار و وسعت طالبان شغل باشد بايد گفت كه امرى اجتناب ناپذير است و در يك جامعه رو به رشد بويژه با ساختار جوان جمعيت، آن كس كه عمر مفيد خود را صرف كارى مىكند و به ميزان درآمد هر چند اندك بازنشستگى قانع مىشود بايد جاى خود را به نيروى جوان و طالب كار و درآمد بدهد، هر چند كه داراى كارآمدى و توان بالاى كارى باشد. امتياز كارآمدى و تجربه فرد بازنشسته را مىتوان با ضبط كارآمديها و تجربههاى بجاى مانده به نيروى جوان تازه كار انتقال داد ولى با در جاى ماندن شاغلان مسنّ و ادامه كار آنها نمىتوان مشكل جوانان جوياى كار و درآمد به ميزان حداقل را حل نمود.
به هر حال مسأله كنترل جمعيت و راههاى كاهش نرخ رشد نيز به نوبه خود، مشكلات خاص خود را دارد و نمىتوان آن را به عنوان راه حل آسان براى ساير مشكلات اقتصادى و اجتماعى تلقى نمود و رويكرد غرب به اين راه حل، صرفنظر از فاجعه اخلاقى كه به همراه داشته و انحلال خانواده، فساد اخلاقى و سقط جنين از آثار اين فاجعه به شمار مىآيد، اصولاً خود موجب مشكلات اجتماعى ديگرى گرديده كه حتى اثرات نامطلوب اقتصادى نيز ببار آورده است.
در سالهاى پيش كه بانك مركزى در جمهورى اسلامى ايران با اعداد و ارقام، آمارهايى را در زمينه خط فقر، ميزان اشتغال و نرخ رشد جمعيت نشان داد و تصوير آينده كشور را با سيماى فقر مطلق ترسيم نمود، حركت گستردهاى جهت كنترل مواليد و كاهش نرخ رشد جمعيت بدون مقدمات لازم آغاز گرديد و با اخذ مجوزهاى شرعى نازا كردن مردان و زنان به صورت علنى و گسترش دامنه سقط جنين به شكل مخفى در مراكز بهداشتى درمانى دولتى و مطبّهاى شخصى به اوج خود رسيد و حتى از مساجد براى تبليغ و ترويج استفاده شد. [١]
[١] . يكى از پوسترهاى رنگى مربوط به يكى از مراكز بهداشتى درمانى دولتى به اين مضمون بر ورودى يكى از مساجد تهران نصب شده بود: «در اين مكان، مردان و زنان مىتوانند عقيم شوند»!