فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١٣ - مبحث چهارم ارتقاى سطح درآمد سرانه «توفيرالفىء»
چنين بينشى، تحول عميقى را در برنامههاى توسعه مىطلبد تا نتايج آن از اهدافش جدا نگردد و احياناً نتايج معكوس ببار نياورد. در اينجا به برخى از اين ويژگيها اشاره مىكنيم:
١. قداست كار:
ماهيت كار در فرهنگ اسلامى به عنوان يك عبادت و محيط كار به عنوان عبادتگاه شناخته شده است و عبادت چيزى جز تقرب به خدا و كمال نيست. قداست محيط كار ضمن اين كه يك عامل بازدارنده از بار آمدن نتايج ناخواسته و منفى است خود، انگيزه ارتقاى كمى و كيفى كار مىباشد.
امروز در برنامههاى جانبى توسعه در دنيا تدابيرى انديشيده مىشود كه به كار و محيط كار، حال و هواى فرهنگى داده شود تا انرژى كارگران و وضعيت كمى و كيفى كار افزايش يابد و كيفيت توليد به حد مطلوب برسد. در اين راستا احياناً از روشهاى كاذب و فريب دهنده نيز استفاده مىكنند. لكن در اسلام، سعى مىشود كار با باورها و خواستههاى كارگران تطبيق داده شود و محيط كار به صورت دلخواه با اعتقادات و آرمانها مطابقت نمايد و اين طبيعى ترين و مطلوبترين حالتى است كه بر جاذبه كار مىافزايد و رنج زخمت را قابل تحمل مىسازد.
٢. رهايى از وابستگى:
دو عنصر مهم در توسعه به طور ناخودآگاه پديده وابستگى را به دنبال دارد: نخست مديريت مدرن است كه معمولاً الگو از غرب دارد و با مديريتهاى از نوع غربى وابستگى در نتايج حاصله، اجتناب ناپذير است. عامل دوم فنآورى است كه خواه ناخواه وابستگى به منابع آن را به دنبال دارد.
هر چند اين نوع وابستگى ممكن است مشكل ذهنى در نيروى كار به وجود نياورد و توجهى نسبت به آن حاصل نيايد لكن كار با چنين شرايطى ماهيتاً وابسته و نتايج آن نيز در حصار و اسارت وابستگى قرار دارد و در حقيقت توسعه و آثار آن در چنين شرايطى ارمغانى است كه از جاى ديگر اهدا شده است.
از سوى ديگر وابستگى كار به سرمايه نوعى حاكميت سرمايهدار را ايجاد مىكند و اين نوع وابستگى نيز خود پىآمدهاى ناگوارى دارد كه ممكن است در تعبير اسلامى به تظلم و تحمل ظلم بينجامد.
كار در فرهنگ اسلامى تعهدى است كه به صورت تراضى برابر و خارج از