برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢١٠ - وصيت امير المؤمنين
بسر منزل مقصود رساند نخواهد بود.
و مثل آنان كه بدنيا و زينتهاى آن مغرور شدهاند مثل گروهى است كه در منزلى آباد و پر نعمت بوده باشند، و ناچار از مسافرت و رفتن بمنزلگاه بىآب و علفى باشند، پس مكروهتر و هولناكترين چيز در نزد آنان از كوچ كردن از آن منزل بسوى آن محلى كه ناچار از آنند نخواهد بود.
پس ترا بانواع جهالتها ترساندم تا اينكه خود را عالم ندانى؛ زيرا كه عالم كسى است كه بداند كه آنچه ميداند نسبت بآنچه نميداند اندك و ناچيز است، پس خود را جاهل بداند، و بدين سبب در طلب علم زياد كوشش نمايد، پس پيوسته عاشق و جوينده علم باشد، و هميشه در مقام استفاده از علم بوده؛ و نسبت باهل علم خاضع و خاشع خواهد بود، و نسبت برأى و انديشه خود متهم و بدبين است، و صمت و خاموشى را شعار خود قرار داده و از غلط و خطا دورى نموده و از آن شرم دارد، و اگر مطلبى براى او پيش آيد كه نداند چون خود را جاهل شمرده انكار آن ننمايد.
و همانا جاهل كسى است كه خود را در آنچه نداند عالم شمارد، و بانديشه و فكر خود اكتفا نمايد، پس پيوسته دشمن علماء و عيبكننده ايشان باشد، و بهر كسى كه با او مخالف باشد نسبت غلط و خطا دهد، و هر چه را خود نداند (و نفهميده) گمراهى و ضلالت داند، و اگر ايرادى بر او شود كه نداند آن را انكار و تكذيب نمايد، سبب جهل خود گويد:
اين را نشناسم، و گمان ندارم چنين چيزى در عالم بوده باشد، و تمام اينها براى اينست كه بانديشه و فكر خود اعتماد دارد، و بجهالت و نادانى خود علم ندارد، پس آنچه بر چنين شخصى مشتبه شده و بفكر و انديشه خود آن را درست داند براى تو فائده ندارد و بتو نفعى نرساند؛ كه او از روى عدم معرفت بجهل خود استفادهكننده است، و حق را انكاركننده است، و در لجاجت با جرات و بىباك است، و در طلب علم متكبر است.
اى فرزندم: وصيت مرا بفهم. و نفس خود را در ميان خود و غير خود ميزان قرار ده،