برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٣٢ - فصل صد و هفدهم
او جل جلاله بر حالات تو است.
و اگر شيطان، و طبع حيوانى، و هواى نفس، و محبت دنيا ترا مغرور نمايند، و در نظر تو جلوه دهند، كه ترا قدرت بر انكار و مبارزه با مردم نيست، گول آنها را مخور و بگفته آنها مغرور مشو، و بآنها بگو: من از اين مكر و خدعههاى شما با خبرم و خلاف آنچه شما ميگوئيد ميدانم؛ و اين براى آنست كه آنان بسبب قبايح اعمال و منكراتى كه مرتكب ميشوند استخفاف بحرمت مالك اولين و آخرين، و حرمت انبياء و مرسلين : نموده، و كسر حرمت جدت رسول خدا ٦، و حرمت ائمه بزرگوار :، و حرمت هر يك از اولياء عارفين را نموده، و هتك ناموس دين مبين را كردهاند، و اگر در مقام هتك احترام تو يا هتك احترام كسى كه در نزد تو عزيز است برآيند هرگز ساكت ننشينى، و در مقام انكار برآمده و با آنان مبارزه نمائى.
شاهد اين مطلب اينكه اگر در حضور جمعى ترا اهانت نمايند و عمامه از سرت بردارند، يا چيزى كه در نزد تو است از روى اهانت و استخفاف بربايند البته از آنان غافل ننشينى و صبر بر اين اهانت ننمائى، و عذر آن نياورى كه قدرت بر انكار نداشتم و مبارزه با آنان از تحت قدرت من خارج بود، بلكه با كمال جديت و نيرو مقاومت نمائى، و در مقام انتقام از ايشان برآمده و بر آنان انكار نمائى، و از ديگران نيز طلب نصرت نموده و بر عليه ايشان قيام نمائى، پس چرا هتك حرمت مولاى تو- فاطر الخلائق و مالك مغارب و مشارق- و هتك ناموس دين در نظر تو مساوى و برابر با هتك احترام تو نيست، و حال اينكه هتك احترام تو نسبت بهتك حرمت او جل جلاله بسيار حقير و ناچيز است، و چگونه راضى شوى كه هتك احترام تو از هتك حرمت او جل جلاله مهمتر و بالاتر بوده باشد؟ در حالتى كه تو هميشه غرق در نعمتهاى وى هستى، و مملوك ضعيفى در قبضه قدرت او ميباشى، آيا چه چيز اين جرات هولناك را در ساحت قدسش بر تو آسان نموده و آن را سهل و سبك شمرده است؟
و از جمله امراض ناشى از معاشرت با مردم اينست كه چه بسيار شود كه اعتماد و وثوق