جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٦٣ - غزل ٣٢٠ اى صباگر بگذرى بر ساحل رود ارس
حضرت دوست هم در موارد متعدّد در باره شب سفارش نموده و مى گويد:
«وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ، عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً»[١]: (و پاسى از شب را [براى خواندن قرآن و نماز] بيدار باش، در حاليكه اين خاص توست. باشد كه پروردگارت تو را به مقام محمود و جايگاه ستوده برانگيزد.- نيز مى فرمايد: «وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ، وَ أَطْرافَ النَّهارِ، لَعَلَّكَ تَرْضى»[٢]: (و اوقاتى از شب و ابتدا و انتهاى روز به تسبيح [خدا] پرداز، شايد خشنود گردى.- همچنين مى فرمايد: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ أَدْبارَ السُّجُودِ»[٣]: (و پاسى از شب، و نيز بعد از سجده ها به تسبيح خدا بپرداز.- يا در باره متقين مى فرمايد: «كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ»[٤]: (كمى از شب را مى خوابيدند.) الى غير ذلك. خواجه هم در جايى مى گويد:
|
منم يارب! كه جانان را ز عارض بوسه مى چينم |
دعاى صبحدم، ديدى كه چون آمد به كار آخر |
|
|
دلا! در مُلكِ شبخيزى، گر از اندوه نگريزى |
دَمِ صبحت، بشارتها بيآرد ز آن نگار آخر[٥] |
|
|
دل، به رغبت مى سپارد جان، به چشمِ مستِ يار |
گرچه هشياران ندادند اختيارِ خود به كس |
|
اى دوست! آنان كه توجّه به عالم ظاهر و بدن عنصرى دارند، و سرگرم تعلّقات خيالى آن مى باشند، و به خودخواهى و خودپرستى، روزگار مى گذرانند، نمىخواهند اختيار خود به كس دهند؛ ولى اگر خواجه را، كه رغبت تمام و اشتياق.
[١] - اسراء: ٧٩.
[٢] - طه: ١٣٠.
[٣] - ق: ٤٠.
[٤] - ذاريات: ١٧.
[٥] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٩٤، ص ٢٢٩.