جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٦٠ - غزل ٣٠٥ يوسف گمگشته باز آيد به كنعان غم مخور
و نسيمهاى قدسى او از وى دستگيرى خواهد نمود.
ظاهراً منظور از «فقر»، توجّه به فقر ذاتى است، كه فرمود:
٣٢٤٥
«إلهى! أنَا الفَقيرٌ فى غِناىَ، فَكَيْفَ لا أكُونُ فَقيراً فى فَقْرى؟!»
[١]: (بار الها! من در بىنيازىام فقيرم، چگونه در نيازمندىام فقير نباشم؟!).
و منظور از «خلوت شبهاى تار»، همان بيدارى در ظلمت شب است، كه فرمود:
٢٢٣٨
«سَهَرُ العُيُونِ بِذِكْرِ اللَّهِ فُرْصَةُ السُّعدآءِ وَنُزْهَةُ الأوْلِيآءِ.»
[٢]: (شب را با ياد خدا بيدار بودن، لحظات بهره مندى سعادتمندان، و تفرّج اولياى الهى [در ملكوت] مىباشد.).
و مقصود از «دعا»، همان خواندن خداست در همه امور؛ كه فرمود:
٢٢٣٩
«ألدُّعآءُ سِلاحُ الأوْلِيآءِ.»
[٣]: (دعاء، اسلحه دوستان [خدا] است.).
و منظور از «درس قرآن»، همان تعليم گرفتن كتاب خدا است از لسان حضرت حقّ سبحانه و شنيدن از او، نه تنها قرائت آن، كه فرمود:
٢٢٤٠
«كَفى بِالقُرْآنِ داعِياً.»
[٤]: (قرآن، براى دعوت نمودتِ [بنده به حقّ] بس است.- نيز فرمود:
٢٢٤١
«مَنِ اتَّخَذَ قَوْلَ اللَّهِ دَليلًا، هُدِىَ إلىَ الَّتى هِىَ أقْوَمُ.»
[٥]: (هركس گفته خدا را راهنماى خود قرار دهد، به راه و روش استوار رهنمون مى شود.).
گويا مى خواهد بگويد: تو كه اين چهار خصلت را اختيار نمودهاى، غم نداشته باش، كه به مقصود خود نايل خواهى شد.
[١] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٨.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب السّهر، ص ١٧٠.
[٣] - غرر و درر موضوى، باب الدّعاء، ص ١٠٤.
[٤] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب القرآن، ص ٣٢١.
[٥] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب القرآن، ص ٣٢١.