جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٢١ - غزل ٣٤٣ فكر بلبل همه آن است كه گل شد يارش
سُبُلَنا، وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»[١]: (و آنان كه در [راه] ما بكوشند، مسلّماً ايشان را به راههاى خود رهنمون خواهيم شد، و بدرستى كه خدا با نيكوكاران مى باشد.- نيز:
«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ! ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً، فَادْخُلِي فِي عِبادِي، وَ ادْخُلِي جَنَّتِي»[٢]: (اى روان آسوده! در حالى كه هم تو از خدا خشنودى و هم خدا از تو خرسند، به سوى پروردگارت باز گرد، و در ميان بندگان خاصّم و در بهشت مخصوصم درآى.).
و همچنين:
٢٤٧٨
«أقْوَى النّاسِ، مَنْ قَوِىَ عَلى نَفْسِهِ.»
[٣]: (نيرومندترين مردم كسى است كه بر نفس خويش چيره گردد.- نيز:
٢٤٧٩
«مَنْ مَلِكَ نَفْسَهُ، عَلا أمْرُهُ.»
[٤]: (هركس نفسش را مالك شود، كارش بالا مى گيرد.- يا:
٢٤٨٠
«مَنْ مَقَتَ نَفْسَهُ، أحبَّهُ اللَّهُ.»
[٥]: (كسى كه با هواى نفس خويش دشمنى بورزد، خدا دوستش مى دارد.- نيز:
٢٤٨١
«إنَّ النَّفْسَ لَجَوْهَرَةٌ ثَمينَةٌ، مَنْ صانَها رَفَعَها، وَمَنِ ابْتَذَلَها وَضَعَها.»
[٦]: (بدرستى كه نفس انسانى گوهر گرانبهايى است كه هركس حفظش نمود، به آن رفعت داد؛ و هركس قدرش را ندانست، خوارش گرداند.) و همچنين:
٢٤٨٢
«رَدْعُ النَّفْسِ عَنِ الهَوى، ألْجِهادُ الأكْبَرُ.»
[٧]: (بازداشتن نفس از هوا و هوس، همان جهاد اكبر مى باشد.- يا اينكه:
٢٤٨٣
«مَنْ أحَبَّ نَيْلَ الدَّرَجاتِ العُلى، فَلْيَغْلِبِ الهَوى.»
[٨]: (هركس دوست دارد به درجات بلند نايل آيد، بايد به هوا و هوس خود چيره گردد.) خواجه هم مىگويد: «اگر از وسوسه نفس و هوا ...»
|
اى كه از كوچه معشوقه ما مى گذرى! |
با خبر باش، كه سر مى شكند ديوارش |
|
[١] - عنكبوت: ٦٩.
[٢] - فجر: ٢٨.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب النفس، ص ٣٨٨.
[٤] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب النفس، ص ٣٨٩.
[٥] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب النفس، ص ٣٨٩.
[٦] - غرر و درر موضوعى، باب النفس، ص ٣٩١.
[٧] - غرر و درر موضوعى، باب الهوى، ص ٤٢٧.
[٨] - غرر و درر موضوعى، باب الهوى، ص ٤٢٨.