جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٢٨ - غزل ٣١٥ خيز و در كاسه زر آب طربناك انداز
خواجه در ابتداى اين غزل، خود و آنان را كه در فكر پيمودن طريق عشق محبوب حقيقى مى باشند، توجّه داده و ترغيب به بهره گيرى از حيات عالم طبيعت براى رسيدن به كمال انسانى مى نمايد، و سپس با بيانات مختلف، آمادگى خويش را براى پذيرش ديدار و انس با وى يادآور شده است، مىگويد:
|
خيز و در كاسه زَرْ، آبِ طربناك انداز |
پيش از آنى كه شود كاسه سر، خاك انداز |
|
|
عاقبت، منزل ما، وادى خاموشان است |
حاليا، غلغله در گنبد افلاك انداز |
|
|
ملك اين مزرعه، دانى كه ثباتى نكند |
آتشى از جگر جام، در املاك انداز |
|
اى خواجه واى مشتاقان ديدار دوست! برخيزيد تا در زير اين آسمانى كه خورشيد در آن نور افشانى مى كند، قدمى در طريق عشق و توجّه و ذكر آن كه اين بنا را آفريده بگذاريم، و عيشى حقيقى از اين عالم برگيريم، پيش از آنكه بميريم و كاسه سر ما و شما خاك شود؛ كه:
٢٢٩٦
«ألْفَوْتُ حَسَراتٌ مُحْرِقاتٌ.»
[١]: (فوت و از دست شدن [فرصتها]، حسرتهاى سوزناكى [را در پى] دارد.- نيز:
٢٢٩٧
«أشَدُّ الغُصَصِ، فَوْتُ الفُرَصِ.»
[٢]:
[١] - غرر و درر موضوعى، باب الفوت، ص ٣١٦.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب الفوت، ص ٣١٦.