جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٧٣ - غزل ٣٠٧ به راه ميكده عشاق راست در تك و تاز
نمىكند، و شوقم به تو را، جز نظر به رويت [اسماء و صفات] آرامش نمى بخشد، و قرارم جز به نزديكى به تو آرام نمى گيرد.)
|
چو غنچه سرّ درونش كجا نهان ماند |
دل مرا كه نسيم صباست محرمِ راز؟ |
|
كنايه از اينكه: معشوقا! هركس محرم راز خود را نفحات تو، و يا توجّه و توسّل به بندگان خاصّ و مقرّبان درگاهت قرار داد؛ كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا! اتَّقُوا اللَّهَ، وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ.»[١]: (اى كسانى كه ايمان آوردهايد! [تقواى] خدا را نگاه داريد، و وسيله و دستآويزى به سوى او بجوييد.- نيز:
٢٢٤٨
«أسْعَدُ النّاسِ مَنْ عَرَفَ فَضْلَنا، وَتَقَرَّبَ إلَى اللَّهِ بِنا ...»
[٢]: (خوشبختترين مردم كسى است كه فضل و برترى ما را شناخته و به [واسطه] ما به خدا نزديكى جويد ...- يا:
٢٢٤٩
«بِنَا اهْتَدَيْتُمْ فِى الظّلْمآءِ، وَبِنا تَسَنَّمْتُمُ الْعُلْيا.»
[٣]: (به [واسطه] ما در تاريكى رهنمون شده، و به [واسطه] ما بر فراز طريقه و روش بلند، نايل گشتيد.) و همواره با تو و با ايشان انس داشت، همان گونه كه نسيمهاى صبحگاهى غنچه را مىشكفد و عطر و راز درونش را آشكار مى سازد، ناچار روزى پرده از جمال خود و يا كثرات برافكنده و راز نهفته آنان آشكار خواهد شد و تو را با خود و يا با موجودات بى پرده مشاهده مى نمايد؛ كه: «سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ، حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ. أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ؟ أَلا! إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ! أَلا! إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ»[٤]: (بزودى نشانههاى روشن خود را در آفاق و نواحى [جهان] و در جانهايشان به آنها نشان خواهيم داد، تا بر آنان روشن گردد كه تنها او حقّ است. آيا [براى حقّ بودن] پروردگارت همين بس نيست كه مشهودِ هر چيزى است؟ آگاه باش! كه آنان از ملاقات.
[١] - مائده: ٣٥.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب الأئمّة :، ص ٢١.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب الأئمّة :، ص ٢٣.
[٤] - فصّلت: ٥٣ و ٥٤.