جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٢٥
٢٧٦٦
اسْتَبانَتْ لَهُمُ المَعالِمُ [إلهى!] ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ؟ وَمَا الَّذى فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ؟! لَقَدْ خابَ مَنْ رَضِىَ دوُنكَ بَدَلًا، وَلَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغى عَنْكَ مُتَحَوِّلًا كَيْفَ يُرجى سِواكَ وَأنْتَ ما قَطَعْتَ الإحسانَ؟ وَكَيْفَ يُطْلَبُ مِنْ غَيْرِكَ وَأنْتَ ما بَدَّلْتَ عادَةَ الإمْتِنانِ؟!»
[١]: (تويى كه انوار را در دل اوليائت تابانيدى تا به مقام معرفت و شناسايى و توحيدت نايل آمدند؛ [يا: تو را يافتند]؛ و تويى كه اغيار را از دل دوستانت زدودى، تا اينكه غير تو را به دوستى نگرفته و به غير تو پناه نبردند. تويى يار و مونس آنان آنگاه كه عالَمها به وحشتشان انداخت؛ و تو بودى كه ايشان را هدايت نمودى، آنگاه كه نشانه ها بر آنان روشن گشت. [معبودا!] چه چيز يافت آن كه تو را از دست داد؟! و آن كه تو را يافت چه چيزى از دست داد؟! براستى هركس كه به جاى تو به غير تو مايل گشت، نوميد گرديد. و مسلّماً آن كه از تو روى گردان شد، زيان برد. چگونه مىتوان به غير تو اميدوار شد، در صورتى كه نيكى و احسانت را قطع ننمودى؟! چگونه از غير تو درخواست شود، در حالى كه شيوه نكوكارىات را تغيير ندادهاى؟!).
در خاتمه كتاب مناسب است از كسانى كه در ترجمه و تصحيح و ديگر جهات اين مجلّد، نويسنده را يارى دادهاند، تشّكر نمايم. و اميدوارم كه زحمات آنان ذخيره آخرتشان قرار گيرد. ان شاء اللَّه تعالى.
الحمد للَّه أوّلًا و آخراً و ظاهراً و باطناً.
[١] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٩.