جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٩٩ - غزل ٣٥٥ حسن وجمال تو جهان جمله گرفت طول وعرض
را حمل مى نمايد. آيا در «رَضْوى» هستى يا غير آن يا در «ذى طُوى»؟ بر من بسيار سخت است كه خلق را ببينم و تو را نبينم، و صداى آرام و نجواى تو را نشنوم.- چرا انتظار فرجت مطلوب است؟.
و اگر خضوع در پيشگاه شما لازم نبود چرا در دعا مى خوانيم:
٢٥٧٣
«وَاجْعَلْنا مِمَّنْ يَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ، وَيَمْكُثُ فى ظِلِّهِمْ، وَأعِنّا عَلى تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إلَيْهِ وَالإجْتِهادِ فى طاعَتِهِ، وَالإجْتِنابِ عَنْ مَعْصِيَتِهِ، وَامْنُنْ عَلَيْنا بِرضاهُ.»
[١]: (و ما را از آنانى قرار ده كه دامن ايشان را گرفته و در سايه [لطف] شان مى ايستند. و ما را بر اداى حقوقِ آن بزرگوار [حضرت حجًت عجّل اللَّه تعالى فرجه] و كوشيدن در پيروىاش و پرهيز نمودن از مخالفتش يارى نما. و خشنودى او [از ما] را بر ما منّت نِهْ.)؟
|
جان كه فداى او نشد، زنده جاودان نشد |
تن كه اسير او نشد، لايقِ اوست قطعِ فرض |
|
وقتى اراده پروردگار بر آن قرار گرفته كه همه نعم ظاهرى و باطنى را حضرتش واسطه فيض باشد، چرا جمله جهان آفرينش سر به آستانهاش نسايند تا از آن بهرهمند گردند، و در كمالات به حيات ابدى رسند؟ در همان دعاست كه:
٢٥٧٤
«وَهَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ وَدُعائَهُ وَخَيْرَهُ مَا نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ وَفَوْزاً عِنْدَكَ، وَاجْعَلْ صَلاتَنا بِهِ مَقْبُولَةً، وَذُنُوبَنا بِهِ مَغْفُورَةً، وَدُعآئَنا بِهِ مُسْتَجاباً، وَاجْعَلْ أرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَةً، وَهُمُومَنا بِهِ مَكْفِيَّةً.»
[٢]: (و آن چنان رأفت و مهربانى و دعا و خير آن بزرگوار به ما عنايت نما كه به سعه رحمت و رستگارى در پيشگاهت نايل آييم. و نماز ما را به [حقّ] او پذيرفته، و گناهانمان را به او آمرزيده، و دعايمان را بدو مستجاب گردان. و روزيهايمان را به او گسترده، و ناراحتيها و هموممان را بدو كفايت نما.).
[١] - بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١٠٩.
[٢] - بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١١٠.