جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٣٢ - غزل ٣٢٩ باز آى و دل تنگ مرا مونس جان باش
عاشقانه) اشاره به اشتياق به ديدار دوست و ثبات قدم خود در خواستهاش كرده است. در جايى مى گويد:
|
تا ز ميخانه و مِىْ، نام ونشان خواهد بود |
سَرِ ما، خاكِ رَهِ پير مغان خواهد بود |
|
|
حلقه پير مغانم ز ازل در گوش است |
ما همانيم كه بوديم وهمان خواهدبود[١] |
|
|
حافظ كه هوس مى كندش جامِ جهان بين |
گو در نظر آصفِ جمشيدْ مكان باش |
|
اى خواجه! چنانچه هوس ديدار دوباره دوست را دارى، مىتوانى از طريق ولاى علىّ و آلش : كه جانشينان بعد از رسول اللَّه ٦ اند، به آرزويت نايل گردى؛[٢] كه:
٢٦٦٩
«مَنْ أَرادَ اللَّهَ، بَدَأَ بِكُمْ ... بِكُمْ يَكْشِفُ اللَّهُ الكَرْبَ ... إرادَةُ الرَّبِّ فى مَقاديرِ امُورِهِ، تَهْبِطُ إلَيْكُمْ، وَتَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ.»
[٣]: (هركس خدا را قصد كند، به شما [اهل بيت :] شروع مى كند ... خداوند ناراحتى سخت را بواسطه شما برطرف مىسازد ... اراده پروردگار در اندازه گيرى تمام امورش، به پيشگاه شما فرود مى آيد و سپس از مقام منيع شما [به جهانيان] صادر مى شود.).
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٤٨، ص ١٣٣.
[٢] - تشبيه به جام و آصف و جمشيد، صرفاً تمثيلى است براى فهماندن مقصود خود؛ وگرنه او كِىْ جام جهان بين جمشيد را تقاضا مى كرده و دستش به آن و آصف جمشيد مى رسيده، كه بخواهد معناى ظاهرى آن را اراده نمايد؟!
[٣] - كامل الزّيارات، باب ٧٩، زيارت ٢، ص ١٩٩- ٢٠٠.