جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٩٨ - غزل ٣٥٥ حسن وجمال تو جهان جمله گرفت طول وعرض
بار تكرار شده] به شما، خدا از دروغ پرده برداشته، و به شما روزگار سخت را دور مىگرداند. و به شما مى گشايد، و به شما پايان مى دهد. و به شما آنچه را بخواهد محو نموده و يا ثابت مى گرداند. و به شما، خوارى را از گردنهاى ما گشوده و به واسطه شما، خدا خونخواهى مؤمنين را مى نمايد. و به شما زمين درختانش را رويانده، و به شما زمين [يا: درختان] ميوه مى دهد. و به شما آسمان، باران و روزىاش را فرود آورده، و به شما خدا ناراحتى سخت را برطرف نموده و به شما خدا باران را نازل مى فرمايد. و به شما زمينى كه بدنهايتان را حمل نموده، تسبيح مى گويند و كوههاى زمين بر لنگر گاهشان قرار مىگيرند. اراده پروردگار در تقدير و اندازه گيرى تمام امورش به شما فرود آمده و از خانههاى [مقامهاى منيع] شما صادر مى گردد. و تفصيل احكام بندگان نيز از جانب شما صادر مى شود.)
|
ديدن روى خوب تو، بر همه خلق واجب است |
سجده درگهِ تو بر، جمله ملائك است فرض |
|
اى ولىّ الهى! ديدن شما در اين عالم و عالم ديگر بر دوستانت لازم است، و اگر چنين نيست چرا در دعاى ندبه مى خوانيم:
٢٥٧١
«أيْنَ الحَسَنُ؟ أيْنَ الحُسَيْنُ؟ ... أيْنَ المُنْتَظَرُ لإقامَةِ الأمْتِ وَالعِوَجِ؟ ... أيْنَ مُعِزُّ الأوْليآءِ وَمُذِلُّ الأعْدآءُ؟»
[١]: (كجاست امام حسن [٧]؟ كجاست امام حسين [٧]؟ ... كجاست آن امامى كه براى درست كردن اختلاف و كجى انتظار كشيده مى شود؟ ... كجاست كسى كه دوستان را عزيز، و دشمنان را خوار مى گرداند؟- چرا مى خوانيم:
٢٥٧٢
«لَيْتَ شِعْرى! أيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوى، بَلْ أىُّ أرْضٍ تُقِلُّكَ أوْثَرى، أبِرَضْوى أوْ غَيْرِها، أمْ ذى طُوى؟ عَزيزٌ عَلَىَّ أنْ أرَى الخَلْقَ وَلا تُرى، وَلا أسْمَعُ لَكَ حَسيساً وَلا نَجْوى.»
[٢]: (اى كاش مى دانستم كه جايگاهت كجاست، بلكه كدام سرزمين يا خاك تو.
[١] - بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١٠٧.
[٢] - بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١٠٨.