جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤١٤ - غزل ٣٥٨ قسم به حشمت جاه و جلال شاه شجاع
خواهد شد؛ كه:
٢٥٨٠
«ألْفُرْصَةُ غُنْمٌ.»
[١]: (فرصت، غنيمت است.- نيز:
٢٥٨١
«إضاعَةُ الفُرْصَةِ غُصَّةٌ.»
[٢]: (به هدر دادن و از بين بردن فرصت، غم و غصّه در پى دارد.- همچنين:
٢٥٨٢
«خُذْ مِنْ نَفْسِكَ لِنَفْسِكَ، وَتَزَوَّدْ مِنْ يَوْمِكَ لِغَدِكَ، وَاغْتَنِمْ غَفْوَ الزَّمانِ، وَانْتَهِزْ فُرْصَةَ الإمكانِ.»
[٣]: (از نَفْس خويش به نفع خود بهره گير، و از امروز براى فردايت توشه بردار، و خواب و چرت زمانه را مغتنم شمار، و از فرصتهايى كه مى توان بهره گرفت استقبال كن.).
و تو هم اى سالك! وقت خويش را مغتنم شمار و:
|
ببين كه رقص كنان مى رود به ناله چنگ |
كسى كه اذن نمى دادى استماعِ سِماع |
|
ملاحظه كن، آن زاهدى كه حاضر نبود ما در مجالس ذكر و سماع اهل دل حاضر شويم و از شنيدن حقايق بهرهمند گرديم، حال خود چگونه طريقهاش را تغيير داده و به مجالس ما حاضر مى شود و در وجد و طرب زندگى مى كند.
|
به عاشقان نظرى كن، به شكر اين نعمت |
كه من غلام مطيعم، تو پادشاهِ مطاع |
|
اى شاه شجاع! به شكرانه آنكه نعمت اطاعت و فرمانبرى اهل ظاهر و باطن تو را نصيب گشته، نظرى و عنايتى بيشتر به فريفتگان خويش بنما؛ كه:
٢٥٨٣
«ألشُّكْرُ حِصْنُ النِّعَمِ.»
[٤]: (شكر گزارى، دژ و محافظ نعمتهاست.- نيز:
٢٥٨٤
«ألشُّكْرُ مَأْخُوذٌ عَلى أهْلِ النِّعَمِ.»
[٥]: (صاحبان و اهل نعمت از شكرگزارى مؤاخذه مى شوند.- همچنين:
٢٥٨٥
«أكْثِرْ النَّظَرَ إلى مَنْ فُضِّلْتَ عَلَيْهِ؛ فَإنَّ ذلِكَ مِنْ أبْوابِ الشُّكْرِ.»
: (بر هركس كه نسبت بدو برترىات دادهاند، بيشتر بنگر و تأمّل كن، كه اين از راههاى شكرگزارى است.).
[١] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب الفرصة، ص ٣٠٣.
[٢] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب الفرصة، ص ٣٠٣.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب الفرصة، ص ٣٠٤.
[٤] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب الشكر، ص ١٧٧.
[٥] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب الشكر، ص ١٧٧.