جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٩٦ - غزل ٣٥٥ حسن وجمال تو جهان جمله گرفت طول وعرض
ظاهراً خواجه، اين غزل را در مدح حضرت حجّة ابن الحسن (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّريف) سروده و كمالات حضرتش را با تمثيلى بيان مى نمايد، و ممكن است منظورش حضرت دوست سبحانه باشد. مىگويد:
|
حسن و جمال تو جهان، جمله گرفت طول و عرض |
شمسِ فلك خجل شده، از رخ خوب ماه ارض |
|
اى وليّى كه زمينيان به حسن و جمال تو آگاه گشتهاند، و خورشيد آسمان با افروختگىاش در مقابل نور رخسارت خجلت زده و شرمنده گشته است. در زيارت جامعه در توصيف معصومين : است كه:
٢٥٦٢
«ألسّلامُ عَلى أئِمَّةِ الهُدى وَ مَصابيحِ الدُّجى.»
[١]: (سلام و درود بر پيشوايان هدايت و چراغهاى تاريكى)، و در همين زيارت است كه:
٢٥٦٣
«وَانْتَجَبَكُمْ لِنُورِهِ.»
[٢]: (و [خدا] شما را براى نور خويش برگزيد.- باز مى فرمايد:
«وَنُورُهُ وَبُرْهانُهُ عِنْدَكُمْ.»
[٣]: (و نور و برهان و راهنمايىاش نزد شماست.) و مىفرمايد:
٢٥٦٥
«خَلَقَكُمُ اللَّهُ أنْواراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقينَ.»
[٤]: (خداوند شما را به صورت نور آفريد و طواف كننده بر گردا گرد عرشش قرار دارد.- همچنين مى فرمايد:
٢٥٦٦
«مَوالىَّ! لا احْصى ثَنآئَكُمْ، وَلا أبْلُغُ مِنَ المَدْحِ كُنْهَكُمْ، وَمِنَ الوَصْفِ قَدْرَكُمْ، وَأنْتُمْ نُورُ الأخْيارِ وَهُداةُ الأبْرارِ ...»
[٥]: (اى سروران من! من نمى توانم ثنا و ستايش شما را به شمار درآورده، و به.
[١] - بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١٢٨، از روايت و زيارت ٤.
[٢] ( ٢، ٣) بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١٢٩، از روايت و زيارت ٤.
[٣] ( ٢، ٣) بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١٢٩، از روايت و زيارت ٤.
[٤] - بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١٣٠، از روايت و زيارت ٤.
[٥] - بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١٣١، از روايت و زيارت ٤.