جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٥٠ - غزل ٣٣٢ به جد و جهد چو كارى نمى رود از پيش
فقر خود و به مضمون آيه شريفه «يا أَيُّهَا النَّاسُ! أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ، وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»[١]: (اى مردم! همه شما نيازمند به خداييد، و تنها خدا بىنياز ستوده است.) پى برده، و نتيجه اين گذشت دستگيرش شده، و حضرت دوست، وى را در مقابل اين چشم پوشى از غير خودش به تجلّيات و مشاهدات ملكوت عالَم آشنا ساخته، كجا در مقابل پادشاهى عالَم سر فرو خواهد آورد؟! قناعت به بندگى او را بهتر و شيرين تر از هر چيز و تمام دنيا و آخرت خواهد دانست، و در نتيجه مخاطب به اين خطاب مى شود كه: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ! ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً، فَادْخُلِي فِي عِبادِي، وَ ادْخُلِي جَنَّتِي»[٢]: (اى روان آسوده! به سوى پروردگارت برگرد در حالى كه هم تو از او راضى هستى و هم او از تو خشنود هست، آنگاه در ميان بندگان خاصّم وارد شو و در بهشت مخصوص من درآى.).
و شايد بخواهد بگويد: آن كه در اين عالَم، به داده خدايى قناعت كرد، و راضى به رزق مقسوم شد، نتايج دنيوى و اخروى و معنوى به او خواهد رسيد، و خواهد فهميد كه اين قناعت به داده الهى، چه راحتيها در دنيا و آخرت نصيبش مى گرداند.
كه:
٢٤٠٣
«مَنْ قَنِعَ بِما رَزَقَهُ اللَّهُ، فَهُوَ أغْنَى النّاسِ»
[٣]: (هركس به آنچه خدا روزىاش كرده قانع باشد، بى نيازترين مردمان است.- نيز:
٢٤٠٤
«ألْعَبْدُ حُرٌّ ما قَنِعَ، ألُحرُّ عَبْدٌ ما طَمِعَ.»
[٤]: (برده، مادامى كه قانع باشد آزاد است، و آزاد مادامى كه طمع ورزد، برده است.- همچنين:
٢٤٠٥
«أطْيَبُ العَيْشِ، ألقَناعَةُ.»
[٥]: (قناعت، گواراترين زندگانى است.- نيز:
٢٤٠٦
«أعْوَنُ شَىْءٍ عَلى صَلاحِ النَّفْسِ، ألقَناعَةُ.»
: (قناعت، كمك كنندهترين چيز بر صلاح و شايستگى نفس.
[١] - فاطر: ١٥.
[٢] - فجر: ٢٩.
[٣] - اصول كافى، ج ٢، ص ١٣٩، روايت ٩.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب القناعة، ص ٣٢٦.
[٥] غرر و درر موضوعى، باب القناعة، ص ٣٢٧.