جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٥١ - غزل ٣٣٢ به جد و جهد چو كارى نمى رود از پيش
مىباشد.- يا:
٢٤٠٧
«كُلُّ الغِنى فِى القَناعَةِ وَالرِّضى.»
[١]: (تمام بىنيازى در قناعت و خشنودى [به داده خدا] است.- بالاخره،
٢٤٠٨
«مَنْ قَنَعَ، حَسُنَتْ عِبادَتُهُ.»
[٢]: (هركس قانع باشد، عبادتش نيكو مى گردد.)؛ لذا مى گويد:
|
ز سنگِ تفرقه، خواهى كه منحنى نشوى |
مشو بسانِ ترازو، تو در پىِ كم و بيش |
|
اى سالك طريق! و يااى خواجه! آن چيزى كه تو را در پيش ما سوى اللَّه خاضع مىكند، همانا تفرقه و دوئيّت و شرك و قانع نشدن به داده الهى است. اگر مىخواهى سنگ تفرقه، تو را شكست ندهد، در فكر كم و زياد مشو؛ كه:
٢٤٠٩
«آفَةُ الإيمانِ الشِّرْكُ، وَسَبَبُ الهَلاكِ الشِّرْكُ.»
[٣]: (شرك آفت ايمان، و سبب هلاكت و نابودى است.).
و يا معنى اين باشد كه: اگر مى خواهى خواطرِ كم و زياد، تو را از دوست جدا نكند، در فكرِ داشته و نداشته مباش؛ زيرا چنين افكار است كه خواطر را بر سالك مسلّط كرده و نمى گذارد به مراقبه خود ادامه دهد؛ كه:
٢٤١٠
«مَنْ أرادَ أنْ يَكُونَ أغْنَى النّاسِ، فَلْيَكُنْ بِما فى يَدِ اللَّهِ أوْثَقَ مِنْهُ بِما فى يَدِ غَيْرِهِ.»
[٤]: (كسى كه مى خواهد بىنيازترين مردم باشد، بايد اطمينانش به آنچه در دست خداست بيشتر از آنچه در دست غير او است، باشد.- نيز:
٢٤١١
«ألثِّقَةُ بِالنَّفْسِ مِنْ أوْثَقِ فُرَصِ الشَّيْطانِ.»
[٥]: (اطمينان به خود از مطمئنترين فرصتهايى است كه شيطان به دست مى آورد.- همچنين:
٢٤١٢
«أصْلُ الرِّضا، حُسْنُ الثِّقَةِ
[١] - غرر و درر موضوعى، باب القناعة، ص ٣٢٨.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب القناعة، ص ٣٢٩.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب الشّرك، ص ١٧٥.
[٤] - وسائل الشيعه، كتاب النكاح، ابواب النفقات، باب ١٥، روايت ٨، ج ١٥، ص ٢٤١.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب الوثوق، ص ٣٩٩.