شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٥٥ - فريفتن منافقان پيغامبر را
حِيَل: جمع حيلت، و «رخش دستان و حيل» اضافه مشبه به است به مشبه.
ياد كردن شكر: سپاس گفتن، و در اينجا كنايت از اعتراض نكردن، دروغ آنان را آشكار نساختن است.
موى را ناديده گرفتن و شير را شاباش گفتن: كنايت از ظاهر سخنان آنان را گوش دادن، و بر مكر درونى آنان خرده نگرفتن.
بر شما من ...: مأخوذ است از حديث «أَنَا أولَى بِالمُؤمِنِينَ مِن أنفُسِهِم فَمَن تُوُفِّىَ مِنَ المُؤمِنينَ فَتَرَكَ دَينًا فَعَلَىَّ قَضاءُهُ وَ مَن تَرَكَ مالًا فَلِوَرَثَتِهِ: من بر مؤمنان از آنان اولىترم هر كه از مؤمنان بميرد و وامى داشته باشد بر من است كه آن وام گزارم و اگر مالى بنهد از آن وارثان اوست.» (احاديث مثنوى، ص ٦٦، بحار الانوار، ج ١٦، ص ٣٨٣، از تذكره) من نشسته بر كنار آتشى: مأخوذ است از حديث «مَثَلِى وَ مَثَلُكُم كَمَثَلِ رَجُلٍ أوقَدَ ناراً فَجَعَل الجَنادِبُ وَ الفِراشُ يَقَعنَ فِيها وَ هُوَ يَذُبُّهُنَّ عَنها وَ أنَا آخِذٌ بِحُجَزِكُم عَنِ النّارِ وَ أنتُم تَفلُتُونَ مِن يَدِى: داستان من و شما همچون مردى است كه آتش افروزد و ملخها و پروانهها در آن آتش بيفتند و او آنها را از آتش دور سازد و من كمرگاههاى شما را مىگيرم تا در آتش نيفتيد، و شما از دست من مىگريزيد.» (شرح كبير انقروى، احاديث مثنوى، ص ٦٦) و اين حديث با مختصر اختلاف در الفاظ، در كتابهاى معتبر حديث ديده مىشود.
مسجدى بر جسر دوزخ: مأخوذ است از آيهاى كه در همين مورد نازل شده است: «أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ: آيا كسى كه بنيان خود را بر ترس از خدا و خشنودى نهاده است بهتر است، يا آن كه بنيان خود را بر كناره رودى نهاده است كه زيرش ويران است و او را به آتش دوزخ سر نگون كند.» (توبه، ١٠٩) دغا: مكر، حيله.
نرد دغا باختن: مكر و حيلت كردن.
تفريق: پراكنده كردن، اختلاف افكندن در ...
جهود شام: مقصود ابو عامر است كه در شرح بيتهاى پيش بدو اشارت شد.
|
گفت پيغمبر كه آرى ليك ما |
بر سر راهيم و بر عزم غزا |
|