شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٢٠ - باز تقرير كردن معاويه با ابليس مكر او را
اردن مىزيست. مردمى كه لوط به راهنمايى آنان مأمور شد غلامباره بودند. لوط آنان را نصيحت كرد ولى نپذيرفتند. عذاب الهى بر آنان فرود آمد. نخست بانگى، و پس از آن باران سنگ و گل، و همگى جز كسانى كه به لوط ايمان آورده بودند در سياه آبه هلاك شدند. نام لوط در چند سوره قرآن نيز آمده است.
سياه آبه:
|
سنگ مىباريد بر اعداى لوط |
تا كه در آبِ سيه خوردند غوط |
|
٧٨٨/ ٤ «و آن گه آن را (شهر مردم لوط را) در گردانيد و نگو سار به آب سياه فرو برد و بر پراكندگان ايشان و مسافران سنگ باريد همه را هلاك كرد.» (قصص قرآن مجيد، سور آبادى، ص ٨٤) نمرود:
|
پشّهاى نمرود را با نيمِ پَر |
مىشكافد بىمُحابا درزِ سر |
|
١١٨٩/ ١ (و نگاه كنيد به: شرح بيت ١١٨٩/ ١) ذَكى: تيز هوش.
بو لَهب: نگاه كنيد به: شرح بيت ٤١٨/ ٢ بُو الحَكَم: كنيه نخست ابو جهل. (نگاه كنيد به: شرح بيت ٧٨٢/ ١) بهر را: (حرف اضافه مركب) بهر را و از بهر را در نظم و نثر پيشينيان فراوان آمده است.
بعضى تركيب را حرف اضافه، و بعضى «را» را تأكيد «بهر» مىدانند.
فرزين بند: نگاه كنيد به: شرح بيت ١٣٠/ ٢ مختصم: (اسم فاعل از اختصام:) دشمنى ورزنده.
مَن عُصِم: (جمله فعليه) در ضبط نسخه قونيه به صيغه معلوم (مَن عَصِم) و در ضبط نسخه نيكلسون مجهول (مَن عُصِم) آمده (بهتر مىنمايد)، كسى كه نگاه داشته شود. مأخوذ است از قرآن كريم. نوح فرزند را گفت: «يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ.» وى پاسخ گفت: «سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ.» و نوح گفت: «لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ.» (هود، ٤٢- ٤٣)