شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٨٩ - تتمه نصيحت رسول
«وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ.» (فصلت، ٤٦) فرزين بند: (اصطلاح شطرنج) آن است كه وزير به كمك پيادهاى كه پس اوست نگذارد مهره حريف پيش آيد. (لغت نامه، از غياث اللّغات) كنايت از حيلت و تدبير.
|
لِعبِ معكوس است و فرزين بندِ سخت |
حيله كم كن كارِ اقبال است و بخت |
|
٤٦٧/ ٥ (و نگاه كنيد به: شرح بيت ١٣٠/ ٢) وَكس: نقصان، زيان.
هيچ: اندك، كم.
|
گر آرد ملك هيچ بخشايشى |
رساند بدين كشور آسايشى |
|
(نظامى) ناسور: جراحتى كه به نشود. ريشى كه التيام نپذيرد.
درد: كنايت از تضرع، خضوع.
|
ذرّهاى عشق از همه آفاق به |
ذرّهاى درد از همه عشاق به |
|
|
قدسيان را عشق هست و درد نيست |
درد را جز آدمى در خورد نيست |
|
(عطار) از حجاب برون آمدن: ميان او و حق تعالى مانع نبودن. كنايت از مستوجب لطف حق گشتن، عنايت حق را جلب كردن.
انسان موجودى است دستخوش خطا و نافرمانى. بدين رو بايد پيوسته از خدا يارى خواهد و اگر خود را لايق خواستن يارى نداند، از او بخواهد تا چنين توفيقى بدو دهد.
اگر آدمى خود را به خدا وا گذارد، پروردگار او را مدد فرمايد، تا شيطان را بر او دست نباشد و اگر شيطان مكرى انديشد تا او را گمراه كند، آن مكر بدو باز گردد. شيطان به گمان خويش در راه آدم دامى نهاد، اما آن دام در پاى شيطان افتاد، چرا؟ چون آدم به خدا پناه برد و از او يارى خواست. فرزندان آدم نيز چنيناند. شيطان سوگند خورده است: «به عزّت تو همه را گمراه سازم جز بندگان مخلص تو را.» (ص، ٨٢- ٨٣) اگر بندهاى از روى اخلاص به خدا پناه برد و خود را گناهكار بيند خدايش وانگذارد.
|
تا نگيرد مادران را دردِ زَه |
طفل در زادن نيابد هيچ ره |
|