شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٥٠ - دانستن پيغامبر
|
حقّ آن كه چرخه چرخ تو را |
كرد گردان بر فرازِ اين سرا |
|
|
كه دگرگون گردى و رحمت كُنى |
پيش از آن كه بيخ ما را بر كَنى |
|
|
حقّ آن كه دايگى كردى نخست |
تا نهالِ ما ز آب و خاك رُست |
|
|
حقّ آن شه كه تو را صاف آفريد |
كرد چندان مشعله در تو پديد |
|
|
آن چنان معمور و باقى داشتت |
تا كه دهرى از ازل پنداشتت |
|
|
شكر دانستيم آغاز تو را |
انبيا گفتند آن راز تو را |
|
ب ٢٣٠٧- ٢٢٩٩ آخر زمان: دور هفتم از هفت دور سبعه سياره كه آخر دور است و پايان آن قيامت است و اين دور را كه دور آخر زمان است منسوب به قمر دانند. در باره آخر زمان و فتنههاى آن روايات فراوان از طريق شيعه و سنّى رسيده است كه در كتابهاى حديث، در بابهايى به نام «فِتَن و مِحَن» يا «اشراط الساعة» مىتوان ديد.
در اينجا به دو روايت كه تا حدى مناسب با مقام است بسنده مىشود. بخارى به اسناد خود از اسامة بن زيد روايت كند كه «رسول خدا ٦ بر ديوار قلعهاى از ديوارهاى مدينه بر آمد و فرمود: آن چه من مىبينم مىبينيد؟ گفتند: نه. گفت: فتنهها مىبينم كه همچون قطره باران درون خانه شما مىافتند.» (صحيح بخارى، ج ٩، ص ٦٠) و نيز فرمود: «پيش از رسيدن قيامت روزهايى است كه در آن دانش بر افتد و جهل فرود آيد و هرج و كشتار فراوان شود.» (همان، ص ٦١) و امير مؤمنان (ع) فرمايد: «همانا آغاز پديد آمدن فتنهها پيروى خواهشهاى نفسانى است و نو آورى در حكمهاى آسمانى.
نو آوريهايى كه كتاب خدا آن را نمىپذيرد.» (نهج البلاغه، خطبه ٥٠، و نگاه كنيد به:
سفينة البحار، ج ٢، ص ٣٤٥) تيز: تند. تيز گرديدن: كنايت از پى در پى جفا كردن، سخت گرفتن.
زمان: مهلت، فرصت.
قَصد: كشتن.
فَصد: رگ زدن، و در اينجا كنايت از خون ريختن است.
چَرخه: چرخ، و بيشتر به معنى آن چه زنان بدان پنبه ريسند. در اينجا «فلك» به «چرخه» تشبيه شده است.