شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٧٩ - بيان آن كه در هر نفسى فتنه مسجد ضرار هست
عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ» (توبه، ١٠٨) در باره مسجد قباست و بيشتر گويند در باره مسجد مدينه است.
كفو: همتا، و مقصود منافقانى است كه به مسجد قبا نرفتند و برابر آن مسجد ضرار را ساختند.
حَيف: ستم، جور. (مسجد قبا كه جمادى بود منافقان را كه كفو مؤمنان نبودند نپذيرفت.) امير داد: كنايت از رسول اكرم ٦.
حقايق: بعضى شارحان آن را اعيان ثابته گرفتهاند، و بعضى گفتهاند حقيقتى كه ديگر حقيقتها از آن پديد آمده، ظاهراً آن چه گوهر موجودات از آن پديد آمده.
اصل اصلها:
|
پس به صورت آدمى فرع جهان |
وز صفت اصل جهان اين را بدان |
|
|
ظاهرش را پشّهاى آرد به چرخ |
باطنش باشد مُحيط هفت چرخ |
|
٣٧٦٧- ٣٧٦٦/ ٤ گور او: چنان كه در حديث است «القُبرُ لَرَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ أَو حُفرَةٌ مِن حُفَرِ النّار.» (بحار الانوار، ج ٦، ص ١٥٩، از خصال صدوق) مسجد كُن: سازنده مسجد.
چنان كه نوشتيم مسجد قبا فراهم آمد نگاه مهاجران بود و جاى عبادت مؤمنان.
منافقان بدان جا نرفتند، يا به تعبير مولانا مسجد قبا آنان را نپذيرفت و آنان مسجد ضرار را پى افكندند و به امر رسول ويران گرديد. حالى كه كار در جمادات چنين باشد، در انسانها چگونه خواهد بود. مسلّم است كه انسانها را در گوهر تفاوتهاست. سالك را بايد كه پيوسته مراقب خود باشد و كار خود را نيك بسنجد مبادا آن چه از او سر مىزند براى هوى بود نه براى خدا. خاصه آن كه از كار ديگران عيب گيرد و عيب خود نبيند.