شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٧٢ - امتحان هر چيزى تا ظاهر شود خير و شرى كه در وى است
آمده است. موسى (ع) از پستان دايگان شير نخورد تا آن كه مادر او را آوردند و پستان در دهان او گذاشت.
مولَع: آزمند، حريص.
يا امَّ مُوسى ارضِعى: اى مادر موسى او را شير ده. مأخوذ است از آيه «وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ.» (قصص، ٧) به دايه بد سر فرود آوردن: كنايت از شير او را خوردن، و از آن پرورش يافتن، و خوى او را گرفتن.
مضمون بيتهاى ٢٩٣٢ تا ٢٩٥٨ دنباله بحثى است كه در پيش گشود: براى يافتن حق از باطل بايد در پى آزمايش بود و بىآزمودن سخن مدعيان را نبايد شنود. چنان كه حق سبحانه و تعالى براى نشان دادن استحكامى كه در آسمانى بدين صافى و روشنى نهاده، فرمايد بارها در آن بنگر! چندان كه ديدهات خسته شود. تا بدانى نقصانى در خلقت آن نيست. جايى كه در آسمان بدين روشنى كه ساخته خداوند حكيم است، چنين آزمايشى بايد، بىآزمايش، پذيرفتن آن چه انسانى گويد، چگونه شايد؟ سپس با تعبيرى عارفانه، آميخته با لطف شاعرانه گويد: جايى كه آسمان را بايد بارها نگريست، زمين را بايد چند بار ديد كه چيست. آن چه قدرت پروردگار در زمين كند از آوردن تابستان و خزان و زمستان، و درخشش برق و ريختن باران، و آمدن بهاران، براى آن است كه زمين را بيازمايد تا آن چه در دل نهان كرده بر آيد. آن حالت قبض كه سالك را دست دهد همانند باد سرد زمستانى است كه بر كشتزار وزد، حالت قبض وى را گيرد تا رو به خدا آرد و با تضرع دست به دعا بر دارد تا جانش نميرد. پس بايد پيوسته در آزمايش بود، تا آن كس را كه شايسته راهنمايى توست بيابى و سخنان او را در گوش گيرى چنان كه زنانى چند پستان خود را در دهان موسى (ع) نهادند، اما او از آنِ هيچ يك را نپذيرفت، تا آن كه مادر را يافت و در آغوش او خفت. آن راهنماى حقيقى، سالِكِ جوينده را همچون مادر موسى است. (براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به: شرح بيت ١٦٦١/ ٢ به بعد)