شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥١٠ - از خر افكندن ابليس معاويه را و رو پوش و بهانه كردن و جواب گفتن معاويه او را
از خر افكندن ابليس معاويه را و رو پوش و بهانه كردن و جواب گفتن معاويه او را
|
گفت هنگام نماز آخر رسيد |
سوى مسجد زود مىبايد دويد |
|
|
عَجِّلُوا الطّاعاتِ قَبلَ الفَوتِ گفت |
مصطفى چون دُرِّ معنى مىبسفت |
|
|
گفت نى نى اين غرض نبود تو را |
كه به خيرى رهنما باشى مرا |
|
|
دزد آيد از نهان در مَسكَنم |
گويدم كه پاسبانى مىكنم |
|
|
من كجا باور كنم آن دزد را |
دزدكى داند ثواب و مُزد را |
|
ب ٢٦٠٢- ٢٥٩٨ از خر افكندن:
|
دمدَمه ايشان مرا از خر فكند |
چند بفريبد مرا اين دهر چند |
|
١٠٥٨/ ١ مرحوم فروزانفر اين تركيب را ذيل بيت ١٠٥٨/ ١ كنايت از «عاجز كردن» معنى كرده است. ليكن با توجه به بيتهاى پيش از آن، «فريب دادن» مناسبتر مىنمايد. در لغت نامه هم «فريفتن»، «فريب دادن» معنى شده.
عَجِّلُوا الطّاعات: شتاب كنيد در طاعتها.
مرحوم فروزانفر مأخذ آن را عبارتى گرفتهاند كه در المنهج القوى است «عَجِّلُوا الصَّلاةَ قَبلَ الفَوتِ و عَجِّلُوا التَّوبَةَ قَبلَ المَوتِ.» روايات تعجيل نماز و خواندن آن در اول وقت از طريق شيعه و سنّى فراوان است. از جمله احمد در مسند از امّ فروه آرد كه رسول ٦ فرمود: «أحَبُّ العَمَلِ إلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تَعجِيلُ الصَّلاةِ لَاوَّلِ وَقتها (مسند احمد، ج ٦، ص ٣٧٥) و از امام صادق (ع) روايت شده است «اعلَم أنَّ أوَّلَ الوَقتِ أبداً أفضَلُ فَعَجِّل بِالخَيرِ مَا استَطَعتَ: بدان كه اول وقت افضل است پس چنان كه توانى در خير تعجيل كن.» (فروع كافى، ج ٣، ص ٢٧٤)