شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٩٧ - وصيت كردن پيغامبر
وصيّت كردن پيغامبر ٧ مر آن بيمار را و دعا آموزانيدنش
|
گفت پيغمبر مر آن بيمار را |
اين بگو كِاى سهل كن دشوار را |
|
|
آتِنا فِى دارِ دُنيانا حَسَن |
آتِنا فى دارِ عُقبانا حَسَن |
|
|
راه را بر ما چو بُستان كن لطيف |
مُنزِل ما خود تو باشى اى شريف |
|
ب ٢٥٣٩- ٢٥٣٧ سهل كن: آسان كننده، و «مُسهِّل» از نامهاى خداوند است كه در دعاها و از جمله در دعاى جوشن كبير (بند ٤٩) آمده است.
آتِنا: مأخوذ است از آيه «رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ: پروردگار ما، ما را نيكى ده در دنيا و در آخرت، و ما را نگه دار از عذاب آتش.» (بقره، ٢٠١) عقبا (عقبى): آن جهان، آخرت.
راه: مقصود «صراط» است، و نيز گذشتن از هواى نفس.
منزِل: در نسخه نيكلسون به فتح ميم و كسر راء (مَنزِل) ضبط شده، و در نسخه اساس بدون ضبط است. ليكن با توجه به آيه ٢٩ سوره مؤمنون، «مُنزِل» درست است.
|
مؤمنان در حشر گويند اى مَلَك |
نى كه دوزخ بود راه مشترك |
|
|
مؤمن و كافر بر او يابد گذار |
ما نديديم اندر اين ره دود و نار |
|
|
نك بهشت و بارگاه ايمنى |
پس كجا بود آن گذرگاه دنى |
|
|
پس مَلَك گويد كه آن روضه خُضَر |
كه فلان جا ديدهايد اندر گذر |
|
|
دوزخ آن بود و سياستگاه سخت |
بر شما شد باغ و بستان و درخت |
|
|
چون شما اين نفس دوزخ خوى را |
آتشىِّ گبرِ فتنه جوى را |
|
|
جهدها كرديد و او شد پر صفا |
نار را كشتيد از بهر خدا |
|
|
آتشِ شهوت كه شعله مىزدى |
سبزه تقوى شد و نورِ هدِى |
|