تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٩ - نامه اى كه آن حضرت
آنان خيرانديشى براى خود را از دست نهشتند چونان كه تو براى خود خير انديشى كنى و در فكر شدند چونان كه تو در فكرى و نتيجه فكرشان در اين باره اين شد كه هر چه را بدانند بكار بندند و از آنچه وظيفه ندارند خوددارى كنند و اگر حاضر نباشى اين محافظه كارى را بپذيرى بىآنكه بمانند آنها بدانى هر چه ميدانستند بايد جستجوى تو از روى فهم و دانشجوئى باشد نه اينكه گرد شبهات بگردى و بستيزه خوئى برآئى، و پيش از تأمل در آن از معبود خود يارى بجوى و بتوفيق وى روى كن و هر آلودگى كه مايه اشتباهت باشد و تو را گمراه كند از خود دور كن، و چون يقين كردى دلت پاك شد و بپذيرش آمد و رأيت درست شد و فراهم گرديد و در اين باره يك دل شدى در آنچه من برايت شرح دادم تأمل كن و اگر براى تو در نظر خودت چنانچه خواهى آمادگى فراهم نشد و فكر و تأملت مشخص نگرديد همانا كه چون شبكورى باشى كه بدرخت خار دست يازد، و طالب دين آن كس نيست كه راه اشتباه و خلط رود و در اين زمينه خوددارى بهتر و بجاتر است.
(١) و راستى آغاز و انجام آنچه در اين باره با تو شروع ميكنم اينست كه سپاس ميگويم در برابر تو معبود خودم و معبود تو را و معبود نياكانت را از اول تا آخر همان پرورنده آنچه در آسمانها و زمين است بدان چه او را شايد و چنانچه او را بايد و چنانچه دوست دارد و سزد و از او خواستاريم كه از سوى ماها بر پيغمبر خود و خاندانش و بر همه پيمبران و رسولانش صلوات فرستد بصلوات همه كسانى كه از خلقش بر او صلوات فرستند و خواستاريم كه نعمت خود را بر ما تمام كند در آنچه ما را توفيق داده و در برابر درخواست اجابت ما را نهاده زيرا بنعمت وى كارهاى خوب درست گردند.