تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٥٤ - از سخنان آن حضرت
كه خداوند عزيز جبار آنان را بدان مخصوص كرد، و بر همه امتشان برگزيد، چون اين آيه برسول خدا ٦ نازل شد فرمود: فاطمه را نزد من بخوانيد او را دعوت كردند و پيغمبر فرمود: اى فاطمه جواب گفت لبيك يا رسول اللَّه، فرمود: فدك ملكى است كه بزور قشون اسب سوار و شتر سوار گرفته نشده، و مخصوص بخود منست در برابر مسلمانان، و من آن را بتو دادم چون خداوندم بدان فرمان داده، آن را براى خودت و فرزندانت برگير، اين هم پنجم.
(١) ٦- قول خدا عز و جل است (٢٣- الشورى) بگو من از شما مزدى نخواهم جز دوستى با خويشانم- اين امتيازيست براى پيغمبر در برابر پيمبران ديگر، و خصوصيتى است براى آل او و در برابر ديگران و اين براى آنست كه خداوند از پيغمبران در ضمن ذكر حضرت نوح حكايت كرده كه (٣١- هود) اى قوم من از شما مالى نخواهم مزد من نيست مگر با خدا، من كسانى را كه گرويدند نرانم زيرا آنان با پروردگارشان ملاقات دارند ولى مينگرم كه شماها مردمى نادانيد- و از هود هم حكايت كرده (٥٣- هود) كه من از شماها مزدى نخواهم مزدى نيست جز با كسى كه مرا آفريده آيا تعقل نكنيد؟
و بپيغمبر خود فرمود: بگو من از شما مزدى نخواهم جز دوستى با ذى القربى، خداوند دوستى آنان را واجب نكرد مگر براى آنكه ميدانست كه هرگز از دين برنميگردند، و هرگز بگمراهى نگرايند، و نكته ديگر اينكه اگر مردى دوستدار مزديست و يكى از خاندانش دشمن او باشد دلش با او درست نيست، و خدا خواست در دل رسول خدا ٦ نسبت بمؤمنان هيچ نگرانى نباشد براى اين بود كه دوستى ذى القربى را بر آنها فرض كرد تا هر كه بدان عمل كرد و رسول خدا ٦ و خاندانش ٧ را دوست