تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٩١ - كلمات قصارى هم در اين معانى از آن حضرت روايت شده است
كه بنده بواسطه آن بكفر و شرك گرايد، و آن حسد ابليس است كه بر خدا رد فرمان كرد، و از سجود بر آدم سر باز زد.
(١) ١٢٦- مردم در باره قدرت سه گونهاند: كسى كه معتقد است كار بدو واگذار است و او خدا را در سلطنتش سست شمرده و هلاك است، و كسى كه معتقد است خدا بندهها را بر گناهان مجبور كرده و تكليف فوق طاقت بآنها نموده، و او بخدا در حكمش ستم روا داشته و هلاك است، و كسى كه معتقد است خداوند ببندهها باندازه طاقت تكليف كرده و بيش از طاقت تكليف نكرده، و هر گاه خوب كند خدا را سپاس گويد و هر گاه بد كند از خدا آمرزش جويد. اين مسلمانى درست و بجا است.
(٢) ١٢٧- بشتاب رفتن بهاء مؤمن را ببرد و نورش را خموش كند.
(٣) ١٢٨- راستى خدا توانگر ستمكار را دشمن دارد.
(٤) ١٢٩- خشم دل مرد حكيم را ببرد، و هر كه اختيار خشمش را ندارد اختيار عقلش را ندارد.
(٥) ١٣٠- فضيل بن عياض گويد امام صادق ٧ بمن فرمود: ميدانى شحيح كيست؟ گفتم همان بخيل است. فرمود: شح سختتر از بخل است بخيل از آنچه خود دارد دريغ ميكند، و شحيح بر آنچه در دست مردم و دست خود است دريغ دارد. تا آنجا كه چيزى بدست مردم نبيند جز آنكه آرزو كند بحلال يا حرام از ان خودش باشد، نه سير مىشود، و نه بدان چه خدا روزيش كرده سود ميبرد.
(٦) ١٣١- بخيل كسيست كه از جز راه حلال مالى بدست آورد، و در غير محلش خرج كند.
(٧) ١٣٢- بيكى از شيعههايش فرمود: چه باك است كه يكى از برادرانت از تو شكايت دارد؟ گفت از