تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٦٤ - احتجاج آن حضرت بر صوفيه وقتى براى درخواست ناشايستى نزد آن حضرت آمدند
كه رستگارانند كار آنها را مدح كرده است (١) و در جاى ديگر فرموده (٨- الانسان) و ميخورانند خوراك با اينكه دوستش دارند بمستمند و يتيم و اسير- ما بهمين دو آيه اكتفاء ميكنيم، مردى از حاضران مجلس بآنان گفت ما شما را نديدهايم كه از خوراك خوب دورى كنيد، و با اين حال بمردم فرمان ميدهيد كه از آن مال خود دست بكشند تا شما از آن بهرهمند شويد. امام صادق ٧ فرمود آنچه سودى ندارد وانهيد و همه شماها بمن بگوئيد: ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه قرآن را ميدانيد كه هر كه گمراه شده از اينجا گمراه شده، و هر كه از اين امت هلاك شده از اين راه هلاك شده؟ در پاسخ آن حضرت گفتند بعضى را ميدانيم و همه آن را نميدانيم، فرمود: از اين نادانى است كه گرفتار شديد، و همچنين هستند احاديث رسول خدا ٦، و اما آنچه ذكر گرديد كه خداوند در قرآن بما خبر داده از مردمى كه آنها را براى انفاق مال خود بديگران ستوده است آن روز اين كار براى آنها مباح و جائز بوده، و غدقنى از آن نداشتند، و ثوابشان بر خدا است، ولى خدا جل و تقدس بخلاف آنچه كه آنها عمل كردند دستور داده است، و امر خدا ناسخ كار آنها شده، و خدا تبارك و تعالى از مهرورزى بمؤمنان و خيرخواهى آنان از اين كار نهى كرده. تا مايه زيان خود و خاندانشان نشوند كه ناتوان و كودك و اطفال و پيران از كار افتاده و عجوز سالخورده دارند، و صبر بر گرسنگى نتوانند و اگر من يك قرص نان دارم و نان ديگر ندارم و آن را بصدقه بدهم آنان ضايع ميشوند و از گرسنگى ميميرند، و از اينجا است كه رسول خدا ٦ فرمود: مقدارى خرما يا پنج قرص نان يا چند دينار يا چند درهم كه انسان دارد و ميخواهد آنها را بمصرف خير رساند بهترش اينست كه بمصرف پدر و مادر خود برساند، و در درجه دوم بر خود و عيالش صرف كند، و در درجه سوم بخويشاوندان و برادران مؤمنش، و در درجه چهارم بهمسايههاى مستمندش،