تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٦١ - نامه آن حضرت در باره غنائم و وجوب خمس
سماك بن خرشه- ابو دجانه- كه بآنها عطائى از حق خود داد براى نيازمندى سختى كه در آنها بود، و پيغمبر از اموال بنى قريظه و نضير كه بىرنج خيل و ركاب بدستش آمده بود هفت باغستان براى خود نگهداشت، زيرا كه براى فتح فدك هم رنج خيل و ركابى در ميان نبود، و بنيروى قشون بدست نيامده بود.
(١) و اما خيبر در سه منزلى مدينه بود و از آن يهود بود ولى بوسيله قشون بدست آمد و در آن جنگ در گرفت و پيغمبر ٦ آن را بهمان دستور بدر تقسيم كرد، و خدا عز و جل فرموده است (٧- الحشر) آنچه را خدا بهره رسول خدا كرد از اهل آبادانىها از آن خدا است و از آن رسول و ذى القربى و يتيمان و مستمندان و ابن سبيل تا ميان توانگران شما دست بدست نشود، و هر چه را رسول خدا بشماها داد بر- گيريد، و از آنچه شما را نهى كرد دست بازداريد- اينست راه مصرف آنچه خداوند برسول خود نصيب كرد از آنچه با قشون و خيل و ركاب مورد يورش شد و بدست آمد.
و على بن ابى طالب ٧ فرموده ما بحكم همين آيه كه آغازش تعليم و پايانش تهديد است سهم خمس خود را دريافت ميكرديم تا آنكه خمس غنائم شوش و جنديشاپور بمدينه رسيد و تحويل عمر شد و من و مسلمانان با عباس نزد او بوديم، عمر بما گفت هر آينه پياپى براى شما خمس رسيده و آن را دريافت كرديد تا امروزه نيازى نداريد، و مسلمانان ديگر نيازمند و فكارند. شما حق خود را در اين مال بما سلف بدهيد تا از نخست چيزى كه براى مسلمانان برسد آن را پرداخت كنيم، من از پاسخ او خوددارى كردم زيرا چون بعنوان وام آن را تقاضا كرد ترسيدم اگر در باره حق خمس باو اصرار ورزم آن را انكار كند، و همان را گويد كه در باره حق بزرگتر از آن گفت و آن ميراث خلافت پيغمبر ما ٦ بود كه