تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٦٠ - نامه آن حضرت در باره غنائم و وجوب خمس
از انفاق بر كنار دانست آنجا كه فرمود: آنانند راستگويان، نه دروغگويان (١) سپس انصار را ستود و كردارشان را بيان فرمود و محبت آنها را نسبت بمهاجران و مقدم داشتن آنها را بر خود و اينكه در دل خود تقاضائى در اين باره نداشتند و دلتنگى نداشتند از آنچه بآنان داده شد يعنى بمهاجران داده شد در برابر آنان و خدا ستايش خوبى از آنها كرد و فرمود (٩- الحشر) و آن كسانى كه در خانه نشيمن دادند و گرويدند پيش از آنها دوست دارند كسانى كه بسوى آنها كوچيدند و در دل خود نياز و تنگى احساس نكنند نسبت بدان چه بآنان داده شده، و بر خود مقدم دارند و گر چه خاص و مورد نيازشان باشد، و هر آن كس كه از دريغ داشتن خود محفوظ باشد هم آنانند رستگاران- و محققا مردانى هم بودند كه متابعت پيغمبر ٦ نمودند و مسلمانان (در مبارزات خود) آنان را خون بدل و انتقامجو كرده بودند بواسطه اموالى كه از آنها بغنيمت گرفته بودند، و دلشان پر از غيظ بر مسلمانها شده بود، و چون بخوبى مسلمان شدند پيش خود از آن وضعى كه در حال شرك داشتند آمرزش خواستند، و از خدا خواهش كردند كه كينه دل آنها را نسبت بكسانى كه پيش از آنها ايمان آورده بودند بزدايد، و براى آنها طلب آمرزش كردند تا عقده دل آنها گشوده شد، و با آنها يك دل و برادر گرديدند، و خدا اين كسانى كه چنين گفتند مخصوصا ستود و فرمود (١٠- الحشر) و آن كسانى كه پس از آنها آمدند ميگويند پروردگار ما بيامرز ما را و برادران ما را كه بما در ايمان پيشى جستند، و در دل ما كينه آن كسانى كه گرويدند ميانداز.
پروردگار ما راستى كه تو پرآمرزنده و مهربانى، و رسول خدا ٦ بهمه مهاجران قريش باندازه نيازشان كه در نظر داشت عطا كرد، زيرا كه آن مال خمس داده نشد تا اينكه برابر تقسيم شود، و باحدى جز مهاجران قريش از آن چيزى نداد، مگر بدو مرد از انصار كه نام يكى سهل بن حنيف بود و نام ديگرى