تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٨٩ - كلمات قصارى هم در اين معانى از آن حضرت
بساط زندگى دانند و خاك را بستر سازند و كلوخ را بالش كنند و آب را عطر و تنها معاش را از دنيا قيچى زنند، بدانيد هر كه شيفته بهشت است بحسنات شتابد و از شهوات باز گيرد، هر كه از دوزخ ترسد براى توبه از گناهانش بدرگاه خدا بدود و از محارم باز پس رود، هر كه در دنيا زاهد است هر مصيبت بر او سهل است و آن را بد ندارد، و راستى براى خدا عز و جل دلها است كه بآخرت و ثوابش آويخته و آنان چون كسانيند كه اهل بهشت را در بهشت جاويدان ديدند و چون كسانى كه اهل دوزخ را در دوزخ معذب ديدهها آنانند كه شرور و ناگواريشان از مردم دور است زيرا دلشان از بيم خدا متوجه مردم نيست، ديدهها از حرام بر گرفتهاند و نياز سبكى بمردم دارند، اندك معاش را از خدا پذيرفتند كه همان قوت است چند روزى كوتاه صبر كردند بخاطر افسوس دراز روز رستاخيز.
(١) ٢٦- مردى باو گفت من براى خدايت سخت دوست دارم، آن حضرت سر بزير انداخت و سپس فرمود: بارخدايا بتو پناه برم كه براى توام دوست دارند و توام دشمن باشى، سپس باو فرمود: من هم تو را دوست دارم براى آنچه مرا در باره آن دوست دارى.
(٢) ٢٧- راستى خدا، بخيل گداى اصرار كن را دشمن دارد.
(٣) ٢٨- بسا فريب خورده و گول خورده كه بازيگر و خندان است ميخورد و مينوشد و نميداند شايد كه از خدا خشمى بر سرش آيد كه آتش دوزخش در گيرد.
(٤) ٢٩- راستى از اخلاق مؤمن است انفاق باندازه كم در آمدى و هر خرجى باندازه پردرآمدى