تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢١٢ - و كلمات قصارى در اين معانى كه از آن حضرت روايت شده
چون بسختى افتد زبون گردد، زود خشم و دير رضا است از كم خدا بخشم آيد و بسيارش هم خشنود نسازد قصد شر فراوان دارد و برخى از آن را بكار تواند بست و افسوس ميخورد كه چرا فلان كار بد را نكرده.
(١) ٧٩- دنيا و آخرت دو دشمن با هم جنگندهاند و دو راه از هم جدا هر كه دنيا را دوست دارد و بدنبال او رود دشمن آخرتست و با آن در ستيز است مثل آنها مثل مشرق و مغربست و هر كه ميان آن دو رود بيكى نزديك نشود جز اينكه بهمان اندازه از ديگرى دور شود.
(٢) ٨٠- هر كه از وعيد بترسد دور بدو نزديك شود، و هر كه از قوت دنيا سير نشود هر چه جمع كند او را بس نباشد، هر كه براى دنيا بكوشد از دستش برود و هر كه از آن دست كشد نزدش آيد، همانا دنيا سايهايست كه تا مدت مقررى دراز است، خدا رحمت كند بندهاى را كه سخن حكيمانه را بشنود و بدل سپارد، و براه راست كه دعوت شد بدان گرايد، و دست بدامن نجاتبخش رهبرى زند و نجات يابد، خوبى پيش دارد، و كار خوب كند، ذخيرهاى پيش فرستد و از محذور كناره گيرد، تيرى بنشان زند [و عوض پيش دهد] با هواى نفسش مبارزه كند و آرزوى بيجا را بكنار نهد، صبر را مركب نجات كند و تقوى را ساز و برك وفات، براه روشن و جاده معلوم بچسبد و مهلت را غنيمت شمارد و بمرگ و امادگيش پيشدستى كند و از كردار خوب توشه بردارد.
(٣) ٨١- بمردى فرمود: شما چگونهايد؟ گفت: اميدواريم و بيمناك فرمود: هر كه بچيزى اميد دارد جوياى آنست و هر كه از چيزى ترسد از آن گريزد، من نميدانم ترس مرديكه شهوتى بر او رخ دهد و