علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٩٦ - ٤ دسته تنظيم و انسجامبخشى
براى وصول به توجه تام الاهى است. سپس پس از بيان اهداف، نتايج و منازل رياضت از ديدگاه آنان، به اين سخن ابنسينا رسيده است كه «
هناك يحقّ الوصول
»؛[١] اينجا آخرين درجه سلوك الىالله (سفر اول) است كه همان وصول تام حقيقى به خداى سبحان است.
مؤلف پس از اين سخن به تفصيل درصدد توصيف درجات و منازل سالكان در حق سبحانه، يعنى مسافران سفر دوم (سفر فىالحق) برآمده است و در اين توصيف، درجهبندى را براساس طبقهبندى آن سالكان صورت داده است؛ طبقات هفتگانه كه به ترتيب عبارتند از: اهل نور و خلسه، اهل جمع، اهل فرق، اهل فرق و جمع، اهل تحيّر، اهل فنا و اهل بقاى بعد از فنا.
چهار. رويكرد پديدارشناختى
رويكرد پديدارشناختى به اين معناست عارفان بلندپايه با سرمايه تجربى به مطالعهرهيافت سالكانه خود برآمدهاند و آن پديدههاى مجرب را توصيف كردهاندو با تكيه بر همان تجارب، به ترتّب و تدرّج آن پديدهها بهعنوان منازل پرداختهاند كه البته- چنانكه در فصل آينده خواهيم گفت- براساس نوعنگاه خرد و كلان به منازل و براساس تفاوت تجارب سالكانه كه از استعدادهاى گوناگون نشئت مىگيرد، به شمارش منازل پرداختهاند؛ مانند شقيقبلخى (م. ١٩٤ ق) در آداب العبادات، ابومنصور معمّر اصفهانى (م. ٤١٨ ق) در نهج الخاص، خواجه عبدالله انصارى (م. ٤١٨ ق) در منازل السائرين، خواجه نصيرالدين طوسى (م. ٦٧٢ ق) در اوصاف الاشراف و عبدالرزاق كاشانى (م. ٧٣٦ ق) در اصطلاحات الصوفية.
شقيق بلخى نه تنها نخستين عارفى است كه در خطه خراسان در باب علوم
[١] - همان، ص ٣٨٧.