علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٩٨ - ٤ دسته تنظيم و انسجامبخشى
به بهشت و چهارمين محبت به خداست.» وى در بررسى هر منزل، نخست اولين گام سالك را بهعنوان سنت خاص در هر منزل مشخص مىكند؛ سپس طول مسير سير سالك را در آن منزل براساس اصرار بر آن سنّت به تصوير مىكشد و اين سير را چهلروزه مىداند تا آنكه به غايت آن منزل برسد. پس از آنكه آثار آن منزل را برمىشمارد، به سالك توصيه مىكند كه اگر بخواهد مىتواند تا آخر عمر در اين منزل بماند يا آنكه در منزل برتر فرود آيد؛ براى مثال، آغاز ورود در زهد را سنت جوع (گرسنگى) مىداند تا با آن اندكاندك شهواتِ خوراك را از دل بركند تا نفس را رياضت دهد و شهوتهاى تاريك را از دل بزدايد و به نورانيت دل برسد؛ تا آنكه چهل روز بر اين منوال بگذرد و نور زهد در جان تمكن بيابد و ملكه گردد. در نتيجه محبت دنيا را به طور كامل از دل مىزدايد. اگر خواست تا پايان عمر در منزل زهد بماند و اگر خواست، تن به منزل بعدى، يعنى خوف دهد.
اين رساله، بخش دومى هم دارد كه در آن با دو رويكرد تبارشناختى به منازل پرداخته و علىرغم شمارش منازل به چهار منزل، اهل صدق را به سه طايفه تقسيم كرده است كه عبارتند از اهل زهد و خوف، اهل شوق و اهل محبت. وى در اين بخش كه عنوان منازل اهل صدق دارد، مىگويد:
منازلى كه اهل صدق در آن به عمل مىپردازند، چهار منزل است و اهل صدق خود بر سه دستهاند: دسته اول كسانىاند كه در منزل زهدو خوف به سر مىبرند. از اين دو منزل بيرون نمىروند و منزلى جز آنها نمىشناسند؛ دسته دوم كسانىاند كه در منزل شوق به بهشت به سر مىبرند و منزلى در وراى آن نمىشناسند و از آن بيرون نمىروند و دسته سوم كسانى هستند كه آن دو منزل را بهسوى خدا پشت سر مىگذارند، تا آنكه به آسايش و رحمت خدا مىرسند و دلهايشان به پروردگارشان تعلق مىگيرد و چون به خلوت مىروند، از لذت مناجات با او بهرهمند مىگردند و دلهايشان آكنده از اميد به رحمت و لطف خدا مىگردد و اين چنين است كه خدا بر