علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٥١ - پايبندى به شريعت در زبان بزرگان عرفان
محيىالدين عربى (م. ٦٣٨ ق):
پسرم! اعمال تكليفى، مبادى اراده و سلوك هستند و از هيچ شخصى زايل نمىشود تا آنكه بميرد؛ از اينرو اگر سالك و مريدى در احوال و طريق خود، اين اعمال را كنار گذارد، فريب خورد. اما (عارف) واصل، ترك اين اعمال از وى به هيچوجه تصورناشدنى است و اگر ادعاى رسيدن كرد و از معاملات قلبى فارق شد، ادعاى او كذب است و اگر علمى از علوم تكوين بر او گشوده شد، دچار مكر الاهى و استدراج سلوكى گشت.[١]
شريعت جادهاى روشن و رهگذر نيكبختان است و طريق خوشبختى. هر كه از اين راه برود، به رهايى مىرسد و هر كه از آن روى گرداند، سرنوشتى جز هلاكت نخواهد داشت.[٢]
هر كه از شريعت فاصله بگيرد، اگر تا آسمان بالا رفته باشد، به چيزى از حقيقت دست نخواهد يافت.[٣]
محقق قيصرى (م. ٧٥١ ق):
بر طالبان راه حق واجب و لازم است كه در عبادات و طاعات، از علماى ظاهر پيروى كرده، علم به ظاهر شريعت را بپذيرد. چه آن، صورت علم حقيقت است و لا غير؛ اما در سير و سلوك از اولياى الاهى پيروى كنند تا درهاى غيب و عالم ملكوت بر ايشان گشوده گردد. آنگاه كه به مرتبه فتح و انكشاف باطن و انكشاف مفهومات لازم بر مفهوم اول از لسان اشاره كتاب و سنت رسيدند، بر آنان واجب است كه در صورت امكان ميان علم ظاهر و باطن جمع نموده و به مقتضاى هر دو عمل كنند؛ در صورتى كه جمع فراهم نشود، مادامى كه در غلبه حكم، حال و واردى نباشد، باز هم تبعيت از علم واجب و لازم است و اگر در غلبه حكم،
[١] - محيىالدين محمد بن عربى، مواقع النجوم، ص ٥٦.
[٢] - همو، الفتوحات المكيه، ج ٣، ص ٦٩.
[٣] - همو، ديوان، ص ١٦.