علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٥٢ - پايبندى به شريعت در زبان بزرگان عرفان
حال و واردى است، بهگونهاى كه از مقام تكليف خارج شود، در اين صورت عملش به اقتضاى حالش خواهد بود؛ چه او در حكم مجذوبان است و نيز چنين است حكم حاكمان مكمل كه در ظاهر پيرو خلفاى ظاهرى پيامبر اسلام- ٦- يعنى علماى مجتهدند.[١]
البته مسئله سقوط تكليف كه نقد تمامى مخالفان عرفان اسلامى است، از سوى برخى بزرگان مانند ابنعربى در «فتوحات» مكيه،[٢] عبدالوهاب شعرانى در اليواقيت و الجواهر،[٣] شمسالدين لاهيجى در مفاتيح الاعجاز،[٤] امام خمينى در سرّ الصلوه[٥] و علامه محمدحسين طباطبايى در رساله لبّاللباب[٦] بررسى شده است.[٧]
[١] - سيد يحيى يثربى، عرفان نظرى، ص ٣٧١ و ٣٧٤( مقدمه قيصرى بر تائيه ابنفارض).
[٢] - محيىالدين محمد ابنعربى، الفتوحات المكيه، ج ١، ص ٤٨٦- ٢٤٧.
[٣] - عبدالوهاب شعرانى، اليواقيت و الجواهر، ص ٢٧٠ به بعد.
[٤] - شمسالدين محمد لاهيجى، شرح گلشن راز، ص ٣٠٩ به بعد.
[٥] - سيد روحالله موسوى خمينى، سرّ الصلوة، ص ٢٩ به بعد.
[٦] - سيد محمدحسين تهرانى، رسالة لباللباب، ص ٥٢.
[٧] - محققانى مانند دكتر سيد يحيى يثربى در مقاله« جايگاه شريعت در قلمرو عرفان»، مندرج در مجله كتاب نقد، شماره ٣٥ و على آقانورى در كتاب عارفان مسلمان و شريعت اسلام، به مسئله سقوط تكليف پرداخته و تحقيقات شايستهاى ارائه دادهاند.