علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٤٢ - پايبندى به شريعت
استاد على عابدى شاهرودى مىنويسد:
العرفان العلمي الذي يتعهد تفسير الوجود و نظامه و تجليه و مراتبه علي اسس المكاشفة و الشهود لا علي اسس الاستدلال العقلي
؛[١] عرفان علمى، عرفانى است كه بر پايه اصول و دادههاى مكاشفه و شهود، نه براساس استدلال عقلى، (حقيقت) وجود، نظام وجود، تجلّى وجود و مراتب وجود را تفسير مىكند.
پايبندى به شريعت
|
اى كه جوياى راه حق شدهاى |
از خطر در پناه حق شدهاى |
|
|
گر بيابى سوى حقيقت راه |
بى شريعت مشو حقيقت خواه |
|
|
تا شريعت نمىكنى حاصل |
درحقيقت نمىشوى كامل |
|
|
با شريعت ره حقيقت جوى |
ره تاريك بىچراغ مپوى ندانى ره حرام و حلال |
|
|
نشمرد كس تو را ز اهل كمال[٢] |
از سده سوم هجرى، زمانى كه عرفان به كمال خود رسيد و به عصر طلايى عرفان شهرت يافت، سخنى در ميان عارفان و صوفيان درگرفت كه اگرچه در آغاز و ادامه سير و سلوك، پاىبندى به شريعت فقهى و التزام عملى به آيين بندگى شرط لازم است، با اين حال آيا آدمى پس از گذر از جاده طريقت، سلوك و هدايت و وصول به حقيقت توحيدى به شريعت نيازى دارد؟ آيا «چون حال حقيقت كشف گشت، شريعت برخيزد؟»[٣] اين پرسش شايد از اين تفكر برآمده باشد كه هدف دين هدايت است و شريعت تنها پلكان و ابزار سالكان براى دستيابى به هدايت و غايت هدايت است و كمال نهايى شهود حقيقت؛ از اينرو
[١] - محمد صدرالدين شيرازى( ملاصدرا)، مفاتيح الغيب، ج ١، ص ٢٦.
[٢] - خواجه عبدالله انصارى، مناجاتنامه و مقالات، ص ٦٠.
[٣] - على هجويرى، كشف المحجوب، ص ٥٥٨ و ٥٥٩.