علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٤١ - بارورى عارفانه فطرت در پرتو دين
عارفان پس از اين تجربه باز نايستاده، درپى آن به مدد عقل كه كاركردى توصيفى و تحليلى دارد، به گزارش آن تجربهها پرداختند و آن را از حضور به حصول مبدّل ساختند و مفاهيم و قضاياى عرفانى بسيارى به وجود آوردند تا «ثمره تعامل استنباط و تجربه، يعنى ميوه تلاقى تجربه عرفانى و داده دينى»[١] را به تصوير بكشانند؛ البته بسيارى از آنان هم با سرمايه تجارب عرفانى، پس از تعبير و توصيف، به پردازش تفسيرى و تنظيمى از آن تجارب اقدام كردهاند كه به دليل وجود تجارب در دو ساحت سالكانه و عارفانه، اين گزارش و پردازش را در دو نظام سازوار منطقى جاى دادهاند؛ دو نظام مستقل با موضوع و مسائل مستقل. اين دو نظام در دو علم عرفان انعكاس يافته است: يكى عرفان عملى كه به روش تجربه سالكانه سامان يافته است و به آن «علم سلوك» مىگويند كه مجموعه تعاريف آن در فصل آتى بيان خواهد شد؛ در همين آغاز، شايسته يادآورى است كه گاهى عرفان عملى را همان تجربه سالكانه مىگويند؛ نه علم سلوك. آيتالله عبدالله جوادىآملى دراينباره مىگويد:
مراد از عرفان عملى آن دسته از تعليمات و آموزشهايى است كه مشتمل بر شيوه سلوك و آيين رفتار مىباشند و لذا مغاير با آن عرفان عملى است كه متن سلوك و رفتار را تشكيل داد. و مقيّد به الفاظ، قضايا، مسائل و نظاير آنها نمىباشد.[٢]
ديگرى عرفان علمى و نظرى است كه به روش تجربه عارفانه شكل گرفته و به آن «علم معرفت» مىگويند. عرفان نظرى، به گفته يكى از اساتيد، توصيف، تبيين و تنظيم حقايق و معارف توحيدى بهدستآمده از راه كشف و شهود است.[٣]
[١] - پل نويا، تفسير قرآنى و زبان عرفانى، ص ١٩٦.
[٢] - عبدالله جوادىآملى، تحرير تمهيد القواعد، ص ٦٠١.
[٣] - استاد يدالله يزدانپناه، در آغاز درس مصباح الأنس.